محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1507
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اما بعد ، ستايش خدا را كه نظام شما را گسيخت و فكر شما را سست كرد « و ميان شما تفرقه انداخت ، اگر چنين نكرده بود براى شما بدتر بود « به دين ما در آييد كه شما را با سرزمينتان واگذاريم و سوى اقوام ديگر « رويم و گر نه نا بدلخواه در آييد ، بدست قومى كه مرگ را چنان دوست « دارند كه شما زندگى را دوست داريد . « بسم الله الرحمن الرحيم ، از خالد بن وليد به مرزبانان پارس . اما بعد اسلام بياريد تا سالم مانيد ، يا پيمان كنيد و جزيه بدهيد و گر نه با قومى سوى شما آمدهام كه مرگ را چنان دوست دارند كه شما شراب را دوست داريد . » ماهان گويد : خراج را پنجاه روزه براى خالد بن وليد وصول كردند ، متعهدان خراج و سران روستاها به گرو پيش وى بودند ، همه خراج را به مسلمانان داد كه در كار خويش نيرو گرفتند . » گويد : و چنان بود كه پارسيان به سبب مرگ اردشير در كار پادشاهى اختلاف داشتند اما بر پيكار خالد همدل و متفق بودند و يك سال چنين گذشت و مسلمانان اين سوى دجله را به تصرف آورده بودند و پارسيان را از حيره تا دجله كارى نبود و هيچكس از آنها پيمانى نداشت مگر آنها كه به دو نامه نوشته بودند و مكتوب گرفته بودند و ديگر مردم سواد يا رفته بودند يا حصارى بودند و پيكار مىكردند . گويد : عاملان خراج براى اهل خراج برائت ( رسيد ) از روى يك نسخه نوشتند كه چنين بود : « بسم الله الرحمان الرحيم ، برائت براى آنكه از فلان و به همان جا است از جزيه اى كه امير ، خالد بن وليد ، با آنها بر آن صلح كرده كه آن را گرفتم و مادام كه جزيه مىدهيد و بصلحيد خالد و مسلمانان بر ضد كسانى كه صلح خالد را ديگر كنند همدست شمايند و امان شما امان است و صلح