محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1496

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بود و قيمت كلاهش پنجاه هزار بود و چون خالد امغيشيا را ويران كرد و مردم آنجا مزدوران اهل دهكده ها شدند ، آزاذ به بدانست كه او را نيز وا نخواهند گذاشت و تلاش آغاز كرد و براى جنگ خالد آماده شد و پسر خويش را پيش فرستاد و آنگاه از پس وى بيامد و بيرون حيره اردو زد و پسر را بگفت تا فرات را ببندد . چون خالد از امغيشيا حركت كرد و پيادگان را با غنايم و بارها بر كشتىها بار كرد ناگهان متوجه شد كه كشتىها به گل نشست و سخت بترسيدند ، كشتيبانان گفتند پارسيان نهرها را گشوده‌اند و آب به راه ديگر رفته و تا نهرها را نبندند آب سوى ما نمىآيد و خالد شتابان با گروهى سوار سوى پسر آزاذبه رفت و بر دهانهء عتيق به دسته اى از سواران وى برخورد و غافلگيرشان كرد كه در آن وقت خويشتن را از حمله خالد در امان مىدانستند و در مقر آنها را از پاى در آورد . آنگاه به سرعت برفت و پيش از آنكه پسر آزاذبه خبر دار شود بر دهانهء فرات بادقلى با او و سپاهش رو به رو شد و همه را از پاى در آورد و دهانهء فرات را بگشود و نهرها را ببست و آب در مجراى خود افتاد . مغيره گويد : وقتى خالد پسر آزاذبه را در دهانهء فرات بادقلى بكشت آهنگ حيره كرد و بگفت تا ياران وى از پى بيايند و مىخواست ميان خورنق و نجف فرود آيد و چون به خورنق رسيد خبر يافت كه آزاذبه آب فرات را گردانيده و فرارى شده است . سبب فرار وى آن بود كه از مرگ اردشير و هم از كشته شدن پسر خويش خبر يافته بود و اردوى وى ما بين غريين و قصر ابيض بود و چون ياران خالد در خورنق به دو پيوستند روان شد تا در اردوگاه آزاذ به ميان غريين و قصر ابيض اردو زد و چون مردم حيره حصارى شده بودند ، خالد سواران خويش را سوى حيره فرستاد و هر يك از سران سپاه را مامور يكى از قصرها و محاصره و پيكار مردم آن كرد ضرار بن ازور به محاصرهء قصر ابيض پرداخت كه اياس بن قبيصهء طايى آنجا بود ، ضرار بن خطاب قصر عدسيين را محاصره كرد كه عدى بن عدى مقتول ، آنجا بود ، ضرار بن مقرن مزنى