محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1250
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بارهايمان هست كه جوانى نوسال است . » و او را تحقير كرد اما پيمبر براى او نيز مانند ديگر تميميان جايزه مقرر كرد . و چون سخن قيس به عمرو بن اهتم رسيد شعرى در هجاى او بگفت . ابن اسحاق گويد : و اين آيه در بارهء فرستادگان تميم نازل شد : « * ( إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ من وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ 49 : 4 ) * » [ 1 ] يعنى : كسانى كه از پشت اطاقها ترا ندا مىكنند بيشترشان فهم نمىكنند واقدى گويد : و هم در اين سال عبد الله بن ابى بن سلول سر منافقان بمرد كه در چند روز آخر شوال بيمار بود و بيمارى وى بيست روز طول كشيد و در ماه ذى قعده جان داد . گويد : و هم در اين سال در ماه رمضان فرستاده پادشاهان حمير حارث بن عبد - كلال و نعيم بن عبد كلال و نعمان ، امير ذى رعين پيش پيمبر آمدند و نامه آنها را همراه داشت كه به اسلام مقر شده بودند . محمد بن اسحاق گويد : فرستادهء پادشاهان حمير پس از بازگشت پيمبر از تبوك پيش وى آمد و نامهء حارث بن عبد كلال و نعيم بن عبد كلال و نعمان شاه ذى رعين و همدان و مغافر را همراه داشت كه اسلام آورده بودند و زرعهء ذو يزن ، مالك بن مره رهاوى را به اين رسالت فرستاده بود و پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم به جواب آنها نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم ، از محمد پيمبر و فرستاده خدا به حارث » « ابن عبد كلال و نعيم بن عبد كلال و نعمان امير ذى رعين و همدان » « و مغافر ! » « اما بعد ، به هنگام بازگشت از سرزمين روم فرستاده شما در مدينه » « ما را بديد و نامهء شما را رسانيد و خبر شما را بگفت و اعلام كرد كه اسلام » « آوردهايد و مشركان را كشتهايد ، و خدا شما را هدايت كرده به شرط آنكه »
--> [ 1 ] سوره 49 آيهء 4