محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1487
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : چون خالد در محل پل بزرگ بصره فرود آمد مثنى بن حارثه را به تعقيب فراريان فرستاد و معقل بن مقرن مزنى را به سوى ابله فرستاد كه مال و اسيران آنجا را فراهم آرد و معقل به ابله رفت و اموال و اسيران را فراهم آورد . ابو جعفر گويد : اين حكايت در بارهء فتح ابله خلاف دانسته هاى اهل سيرت و اخبار درست است كه فتح ابله در ايام عمر به سال چهاردهم هجرت به دست عتبة بن غزوان انجام گرفت و حكايت فتح آن را به موقع بياريم ان شاء الله . حنظلة بن زياد گويد : مثنى برفت تا به رود زن رسيد و سوى قلعه اى رفت كه زن در آن مقر داشت و معنى بن حارثه را آنجا گذاشت كه زن را در قصرش محاصره كرد و مثنى سوى مرد رفت و او را محاصره كرد و آنها را به تسليم واداشت و همه را بكشت و اموالشان را به غنيمت گرفت و چون زن از ماجرا خبر يافت با مثنى صلح كرد و اسلام آورد و معنى او را به زنى گرفت . خالد و سران سپاه وى ضمن فتوحات خويش كشاورزان را جا به جا نكردند كه ابو بكر چنين دستور داده بود ولى فرزندان جنگاورانى كه به خدمت عجمان بودند به اسيرى گرفته شدند اما كشاورزانى كه به جنگ نيامده بودند به حال خويش ماندند و در پناه مسلمانان قرار گرفتند ، در جنگ ذات السلاسل و جنگ بعد سهم سوار هزار درم شد و سهم پياده يك سوم آن بود . سخن از جنگ مذار گويد : جنگ مذار در ماه صفر سال دوازدهم هجرت بود و آن روز مردم گفتند : « صفر الاصفار است كه در آن همه جباران در محل تلاقى رودها كشته مىشوند . » سفيان احمرى گويد : وقتى خالد به هرمز نامه نوشت كه از يمامه سوى او مىرود هرمز قضيه را براى اردشير و شيرى نوشت كه قارن پسر قريانس را به كمك او فرستاد و قارن از مداين به آهنگ كمك هرمز برون شد و چون به مذار رسيد از