محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1482

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « به صلح » خالد گفت : « پس اين قلعه ها چيست كه مىبينم ؟ » گفت : « اين قلعه ها را ساخته‌ايم كه سفيه را نگهدارد تا عاقل بيايد و جلو او را بگيرد . » آنگاه خالد به مردم حيره گفت : « شما را به خدا و عبادت وى و اسلام مىخوانم ، اگر بپذيريد حقوق و تكاليف شما همانند ماست و اگر دريغ كنيد بايد جزيه بدهيد و اگر ندهيد با كسانى سوى شما آمده‌ام كه مرگ را چنان دوست دارند كه شما شراب را دوست داريد . » گفتند : « به جنگ تو حاجت نداريم » خالد با آنها بر يكصد و نود هزار درهم صلح كرد و اين نخستين جزيه اى بود كه از عراق سوى مدينه فرستاده شد . آنگاه خالد در بانقيا فرود آمد و با بصبهرى پسر صلوبا بر هزار درم و يك عبا صلح كرد و براى مردم آنجا مكتوبى نوشت . صلح خالد با مردم حيره به اين شرط بود كه خبر گيران وى باشند و آنها پذيرفتند . شعبى گويد : بنى بقيله مكتوب خالد بن وليد را كه براى مردم مداين نوشته بود به من دادند كه خواندم و چنين بود : « از خالد بن وليد به مرزبانان پارسى . درود بر آنكه پيرو هدايت « باشد . اما بعد ستايش خدايى را كه خادمان شما را پراكند و ملكتان را » « گرفت و كيد شما را شكست . هر كه چون ما نماز كند و رو به قبلهء » « ما كند و ذبيحهء ما را بخورد مسلمان است و حقوق و تكاليف وى همانند » « ماست . » « اما بعد ، وقتى اين نامهء من به شما رسيد ، گروگانها پيش من » « فرستيد و تسليم من شويد ، و گر نه بخدايى كه جز او خدايى نيست ، كسانى »