محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1428

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىخواست سخنى گويد روى مىگردانيد و از شيطان خود راى مىخواست كه نمىگذاشت بپذيرد يك بار كه روى گردانيده بود خالد به دو حمله برد كه مقاومت نيارست و بگريخت و شكست در دشمن افتاد و خالد كسان را ترغيب كرد و گفت : « امانشان ندهيد » و مسلمانان حمله بردند كه دشمنان هزيمت شدند . هنگامى كه مردم از دور مسيلمه مىگريختند كسانى به دو گفتند : « وعده ها كه به ما مىدادى چه شد ؟ » گفت : « از كسان خود دفاع كنيد . » گويد : « آنگاه محكم بانگ زد كه اى مردم بنى حنيفه سوى باغ رويد » و وحشى به مسيلمه رسيد كه كف به دهان آورده بود و از فرط خشم بىخود بود و زوبين سوى وى افكند كه از پاى در آمد و مسلمانان از ديوارها و درها به باغ مرگ ريختند و در نبردگاه و در باغ مرگ ده هزار كس كشته شد . ابن اسحاق گويد : وقتى مسلمانان مشخص شدند و پايمردى كردند و بنى حنيفه عقب نشستند مسلمانان به تعقيب آنها بودند و به كشتن دشمنان پرداختند و تا نزديك باغ مرگ عقبشان راندند . گويد : در بارهء قتل مسيلمه به نزديك باغ اختلاف شد ، كسانى گفته‌اند كه وى در باغ كشته شد ، و دشمنان به باغ پناه بردند و در ببستند و مسلمانان اطراف باغ را گرفتند و براء بن مالك بانگ زد كه اى گروه مسلمانان مرا روى ديوار ببريد و چنان كردند و چون در باغ نگريست بلرزيد و بانگ زد كه پايينم بياريد و بار ديگر گفت : « مرا بالاى ديوار ببريد » ، آنگاه گفت : « واى بر اين » به سبب آنكه بيمناك بود و باز گفت : « مرا روى ديوار ببريد » و چون بالاى ديوار رسيد در باغ جست و مقابل در باغ بدشمن هجوم برد تا مسلمانان كه بيرون بودند در را گشودند و در باغ را بستند و كليد آن را از ديوار بيرون انداختند و جنگى سخت كردند كه مانند آن ديده نشده بود و همه كافران كه در باغ بودند نابود شدند و خدا مسيلمه را بكشت . مردم بنى حنيفه به مسيلمه گفته بودند :