محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1368

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابو جعفر گويد : وفات فاطمه عليها السلام سه ماه پس از درگذشت پيمبر خدا بود . اما به گفتهء عروة بن زبير فاطمه شش ماه پس از درگذشت پيمبر وفات يافت . واقدى گويد : « و اين ، به نزد ما معتبرتر است . گويد : اسماء دختر عميس و على عليه السلام فاطمه را غسل دادند . عمره دختر عبد الرحمن گويد : عباس بن عبد المطلب بر فاطمه دختر پيمبر نماز كرد . جويرية بن اسماء گويد : عباس و على و فضل بن عباس در گور فاطمه قدم نهادند . گويد : و هم در اين سال عبد الله بن ابو بكر درگذشت . و چنان بود كه در اثناى حصار طايف ابو محجن تيرى به او زده بود و زخم آن به نشد تا در ماه شوال او را از پاى در آورد و بمرد . ابو زيد گويد : در همان سال كه بيعت ابو بكر انجام گرفت پارسيان يزدگرد را به شاهى برداشتند . ابو جعفر گويد : در همين سال ابو بكر رحمه الله با خارجة بن حصن فزارى پيكار كرد . ابو زيد گويد : از آن پس كه پيمبر در گذشت ، ابو بكر سپاه اسامه را به سرزمين شام ، همانجا كه پدرش زيد بن حارثه كشته شده بود ، روان كرد و همچنان در مدينه مقيم بود و زد و خوردى نداشت و فرستادگان قبايل عرب كه از دين گشته بودند پيش وى مىآمدند كه مىخواستند نماز را بپذيرند اما زكات ندهند ، اما ابو بكر نپذيرفت و ببود تا اسامه پس از چهل روز و به قولى هفتاد روز بازگشت و ابو بكر او را در مدينه جانشين كرد و خود راهى شد . و به قولى جانشين وى در مدينه سنان ضمرى بود و برفت تا در جمادى الاول و به قولى جمادى الاخر در ذى القصه فرود آمد . و چنان شده بود كه پيمبر خدا نوفل بن معاويه دئلى را به گرفتن زكات فرستاده