محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1345

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سودشان دهد و گويند اينان شفيعان ما نزد خدايند . » « و گفتند : « * ( ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى 39 : 3 ) * » [ 1 ] « يعنى : عبادتشان نمىكنيم مگر براى آنكه به خدا تقربمان دهند . » سپس گفت : « براى عربان سخت بود كه دين پدران را ترك كنند مهاجران قديم « كه قوم وى بودند ، تصديق او كردند و ايمان آوردند و با وى همدلى و « پايمردى كردند ، و اين به هنگامى بود كه قوم پيمبر به سختى آزار و « تكذيبشان مىكردند و همهء مردم مخالفشان بودند و به ضدشان برخاسته « بودند اما از كمى خويش و دشمنى كسان و ضديت قوم خويش نهراسيدند « و نخستين كسان بودند كه در اين سرزمين ، خدا را پرستش كردند و به او و « پيمبرش ايمان آوردند و اينان دوستان و خويشان پيمبر بوده‌اند و پس از « او بيش از همه كس به اين كار حق دارند و هر كه با آنها مجادله كند « ستمگر است . « و شما ، اى گروه انصار ، چنانيد كه كس منكر فضيلت شما در « دين و سابقهء درخشانتان در اسلام نيست كه خدا شما را انصار دين و پيمبر « خويش كرد كه مهاجرت پيمبر سوى شما بود و بيشتر زنانش و يارانش از « شما بودند ، و پس از مهاجران قديم هيچكس به نزد ما همانند شما نيست . « ما اميران مىشويم و شما وزيران مىشويد كه با شما مشورت كنيم و بى « رأى شما كارى را به سر نبرم . » و چون ابو بكر سخن به سر برد حباب بن منذر بن جموح به پا خاست و گفت : « اى گروه انصار ، كار خويش را از دست مدهيد كه اينان در سايهء « شما هستند و جرئت مخالفت شما ندارند و كسان از راى شما تبعيت

--> [ 1 ] سورهء زمر ، آيه 4