محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

864

تاريخ الطبرى ( فارسي )

يعنى : و خويشان نزديكت را بترسان ، براى مؤمنانى كه پيرويت كرده‌اند جنبهء ملايمت گير ، اگر نافرمانيت كردند بگو من از اعمالى كه مىكنيد بيزارم . گويد : و ياران پيغمبر به وقت نماز به دره ها مىرفتند و نهان از قوم نماز مىكردند . يك روز كه سعد بن ابى وقاص و جمعى از مسلمانان در يكى از دره هاى مكه نماز مىكردند جماعتى از مشركان نماز كردن آنها را بديدند و نپسنديد و عيب گرفتند و كار به زد و خورد كشيد و سعد بن ابى وقاص يكى از مشركان را با استخوان شترى بزد و سر او بشكست و اين نخستين خونى بود كه در اسلام ريخته شد . از ابن عباس روايت كرده‌اند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم روزى بر صفا بالا رفت و ندا داد و قرشيان بر او فراهم شدند و گفتند « ترا چه مىشود ؟ » گفت : « اگر به شما خبر دهم كه دشمن صبحگاه يا شبانگاه مىرسد آيا سخن مرا باور مىكنيد ؟ » گفتند : « آرى . » گفت : « من شما را از عذابى سخت كه در پيش داريد بيم مىدهم . » ابو لهب گفت : « براى همين ما را فراهم كردى ؟ » و خدا عز و جل سورهء ابو لهب را نازل فرمود كه : « * ( تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ، ما أَغْنى عَنْه مالُه وَما كَسَبَ ، سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ، وَامْرَأَتُه حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ، في جِيدِها حَبْلٌ من مَسَدٍ 111 : 1 - 5 ) * [ 1 ] . » يعنى : دستهاى ابى لهب زيان كند و زيان كرده است . مال وى و آنچه به دست آورده كارى برايش نساخت ، به زودى وارد آتشى شعله ور شود با زنش كه باركش هيزم است و تنابى تابيده به گردن دارد . و هم از ابن عباس روايتى ديگر هست كه چون آيهء * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ 26 : 214 ) *

--> [ 1 ] سوره لهب ( تمام آيات )