محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
824
تاريخ الطبرى ( فارسي )
باشد به من داده است . » گفت : « هر چه نقره و كشت و زمين به جا گذاشته متعلق به تو است . » ربيعه گفت : « پدرم اسب و خيمه اى سياه با هر چه از مال او همانند آن باشد به من داده است . » گفت : « پدرت اسبان سياه و اسلحه به جا گذاشته كه همه با بندگانى كه به كار آن مىپردازند متعلق به تو است « و او را ربيعة الفرس ناميدند . » مضر گفت : « پدرم يك خيمه سرخ چرمين و هر چه از مال وى همانند آن باشد به من داده است . » گفت : « پدرت شتران سرخموى به جاى گذاشته كه با هر چه از مال وى همانند آن باشد متعلق به تو است » . پس شتر و خيمه سرخ و طلا از مضر شد و او را مضر الحمراء ناميدند . و مضر پسر نزار بود . گويند : كنيهء نزار ابو اياد بود . و به قولى كنيهء ابو ربيعه داشت . مادرش معاند دختر جوشم بن جلهمة بن عمرو بود . و برادران تنى او قنص و قناصه و سام و حيدان و حيده و حياده و جنيد و جناده و فحم و عبيد الرماح و عرف و عوف و شك و قضاعه بودند ، و معد كنيه از قضاعه داشت .