محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1128

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در حديث ابن اسحاق هست كه وقتى سهيل بن عمرو خبر يافت كه ابو بصير مرد عامرى را كشته است پشت به كعبه داد و گفت : « از اينجا نروم تا خونبهاى اين مرد را بدهيد . » ابو سفيان گفت : « به خدا اين سفاهت است ، يك سوم خونبهاى او نيز داده نميشود . » پس از آن تنى چند از زبان مسلمان از مكه پيش پيمبر آمدند و خداوند اين آيه را نازل فرمود : « * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ الله أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ 60 : 10 ) * [ 1 ] . » يعنى : اى پيمبر ، وقتى زنان مؤمن به مهاجرت نزد شما آيند امتحانشان كنيد خدا به ايمانشان داناتر است ، اگر آنها را مؤمن شناختيد ، سوى كافرانشان باز مگردانيد نه اينان به كافران حلالند و نه آنها به زنان مؤمن مهاجر حلال باشند هر چه ( در راه ازدواج ) خرج كرده‌اند بدهيدشان براى نكاح كردن اين زنان ، اگر مهرشان را به ايشان بدهيد گناهى بر شما نيست به عقد كافران اعتبار منهيد . عمر بن خطاب دو زن مشرك داشت كه هر دو را طلاق داد كه يكى را معاوية بن ابى سفيان و يكى ديگر را صفوان بن اميه به زنى گرفت و پيمبر از پس فرستادن زنان مهاجر منع فرمود و گفت كه صداقشان را بدهند . در حديث ابن اسحاق هست كه در اين هنگام ام كلثوم دختر عقبة بن ابى معيط پيش پيمبر آمد و عماره و وليد برادرانش به مدينه آمدند و از پيمبر خواستند كه به موجب صلحنامهء حديبيه او را پس دهد ، ولى پيمبر پس نداد كه خداى عز و جل چنين نمىخواست .

--> [ 1 ] ممتحنه : 10