محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
819
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يك برادر تنى بنام الناس داشت الياس را عيلان گفتند ، و اين نام از آن رو يافت كه او را به گشاده دستى ملامت مىكردند و مىگفتند : اى عيلان ، يعنى عيالوار ، در گرفتارى عيال بمانى . و به قولى عيلان از آن رو نام يافت كه غلام مضر كه عيلان نام داشت از او سرپرستى كرد . و الياس پسر مضر بود . مادر مضر سوده دختر عك بود . و برادر تنىاش اياد بود . و دو برادر پدرى داشت كه ربيعه و انمار بودند ، و مادرشان جداله دختر و علان بن جوشم بن جلهمة بن عمرو از قوم جرهم بود . بعضىها گفتهاند كه وقتى مرگ نزار بن معد در رسيد به پسران خود وصيت كرد و مال خويش را ميان آنها تقسيم كرد و گفت : « پسرانم ، اين خيمه كه از چرم سرخ است و هر چه مانند آن باشد از آن مضر است و مضر را حمراء نام دادند و اين خيمه سياه و هر چه مانند آن باشد از آن ربيعه است . » آنگاه دست انمار را بگرفت و گفت : « اين كيسه و اين فرش و هر چه از مال من همانند آن باشد متعلق به تو است و اگر در اين تقسيم اشكالى پيدا شد پيش افعى بن افعى جرهمى برويد افعى پادشاه نجران بود تا ميان شما تقسيم كند و به تقسيم وى راضى شويد . » نزار اندكى ببود و بمرد و چون كار تقسيم براى فرزندان وى مشكل شد بر شتران خويش نشستند و سوى افعى عزيمت كردند . هنوز يك روز و شب تا محل افعى و سرزمين نجران فاصله داشتند و در بيابانى بودند كه رد پاى شترى را ديدند .