محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1021
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كس از مسلمانان كشته شد . ابن عباس گويد : ابو سفيان روز سوم شوال در احد فرود آمد و پيمبر مردم را فراهم آورد و زبير را بر سواران گماشت و مقداد بن اسود كندى نيز با وى بود و پرچم را به مصعب بن عمير داد و حمزه را بر گروه بىزرگان گماشت و او را پيش فرستاد و خالد بن وليد با سواران سپاه قريش بيامد و عكرمة بن ابى جهل با وى بود و پيمبر زبير را بفرستاد و گفت : « پيش روى خالد شود و موضع بگير تا به تو اجازه دهم . » گروهى ديگر را از سوى ديگر فرستاد و گفت باشيد تا اجازه تان دهم . » و ابو سفيان بيامد كه حامل لات و عزى بود و پيمبر كس پيش زبير فرستاد كه حمله كن و او به گروه خالد بن وليد حمله برد و خدا او را با همراهانش منهزم كرد و اين آيه را نازل فرمود كه « * ( وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ الله وَعْدَه إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِه ، حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَتَنازَعْتُمْ في الأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ من بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ 3 : 152 ) * [ 1 ] » يعنى : خدا وعدهء خويش را با شما راست كرد آن دم كه به اذن وى بكشتيدشان ، تا وقتى كه سست شديد و در كار جنگ اختلاف كرديد و نافرمان شديد ، با وجود آنكه خدا چيزى را كه دوست مىداشتيد به شما نمايانده بود . و چنان بود كه خدا عز و جل وعده كرده بود كه مسلمانان را ظفر دهد و پيمبر گروهى را فرستاده بود كه عقبدار مسلمانان باشند و گفته بود : « اينجا باشيد و جلو فراريان را بگيريد و نگهبان پشت سر ما باشيد . » و چون پيمبر و ياران وى دشمن را منهزم كردند با همديگر گفتند : « سوى پيمبر خدا رويد و پيش از آنكه ديگران به غنيمت دست يابند شما بگيريد » و گروهى ديگر گفتند : « اطاعت پيمبر مىكنيم و به جاى خويش مىمانيم » خداى گفت : « بعضىتان دنيا خواستيد » يعنى آنها كه غنيمت مىخواستند و « بعضىتان آخرت مىخواستيد . » يعنى آنها كه گفتند اطاعت پيمبر مىكنيم و به جاى خويش مىمانيم .
--> [ 1 ] آل عمران : 152