محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

999

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پس از آن پيمبر به مدينه بازگشت و عيد قربان گرفت . گويند كه پيمبر و توانگران اصحاب به روز دهم ذى حجه قربان كردند و او با مردم به نمازگاه رفت و نماز كرد و اين نخستين بار بود كه به روز عيد با مردم در نمازگاه به نماز ايستاد و به دست خويش دو بز و به قولى يكى ، ذبح كرد . جابر بن عبد الله گويد : « وقتى از بنى قينقاع باز آمديم صبحگاه دهم ذى حجه قربان كرديم و اين نخستين عيد قربان بود كه مسلمانان به پا داشتند و ما ، در بنى سلمه قربان كرديم و هفده قربان آنجا بود . » ابو جعفر گويد : ابن اسحاق براى جنگ بنى قينقاع وقتى معين نكرده جز اينكه گويد : « ميان غزوه سويق بود و رفتن پيمبر تا بنى سليم و بحران كه دو معدن حجاز بود به قصد غزاى قريش . » بعضىها گفته‌اند كه از غزوه بدر اول تا جنگ بنى قينقاع سه غزا و سفر جنگى بود و پنداشته‌اند كه پيمبر نهم صفر سال سوم ( كذا ) هجرت سوى بنى قينقاع رفت و اين پس از بازگشت از بدر بود و روز چهارشنبه هشت روز مانده از رمضان به مدينه بازگشت ، و بقيهء رمضان را در آنجا مقيم بود و چون خبر يافت كه بنى سليم و غطفان فراهم شده‌اند به غزاى قرقرة الكدر رفت و به روز جمعه غرهء شوال سال دوم هجرت پس از برآمدن آفتاب آهنگ آنجا كرد . ولى ابن حميد از ابن اسحاق روايت مىكند كه وقتى پيمبر از بدر به مدينه بازگشت و فراغت از بدر در آخر رمضان يا اول شوال بود ، بيش از هفت روز در مدينه نماند و شخصا به غزا رفت و قصد بنى سليم داشت و برفت تا به آب كدر بنى سليم رسيد و سه روز آنجا بود و به مدينه بازگشت و حادثه اى نبود و بقيهء شوال و ذى قعده را در مدينه گذرانيد و در اين اثنا بيشتر اسيران قريش فديه دادند . ولى به گفتهء واقدى پيمبر در محرم سال سوم هجرت به غزاى كدر رفت و پرچم وى را على بن ابى طالب مىبرد ، و ابن ام مكتوم معيصى را در مدينه جانشين