محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
808
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بود به زنى گرفت و چهار پسر از او آورد و حليل آخرين كس از خزاعه بود كه امور كعبه را به عهده داشت ، و چون مرگش در رسيد امور خانه را به دختر خويش ، حبى واگذاشت . حبى به پدر گفت : « دانى كه من گشودن و بستن در نتوانم . » حليل گفت : « گشودن و بستن در را به عهدهء مردى ديگر مىگذارم كه از طرف تو انجام دهد . » و اين كار را به عهدهء ابو غبشان گذاشت و او سليم پسر عمرو بن بوى بن ملكان بن اقصى بود . و قصى امور خانه را از ابو غبشان به يك خمره شراب و يك عود بخريد و چون خزاعه چنين ديدند بر ضد قصى برخاستند و او از برادر خويش كمك خواست و با خزاعه پيكار كرد . گويند و خدا بهتر داند كه خزاعه به بيمارى قرحه مبتلا شدند چنان كه نزديك بود نابود شوند و بدين سبب از مكه برون شدند ، بعضىشان خانهء خويش را بخشيدند و بعضىشان آن را بفروختند . و قصى عهده دار امور خانه و كار مكه شد و قبايل قريش را فراهم آورد و آنها را در مكه مقر داد ، كه پيش از آن بعضىشان بر قلهء كوهها و دل دره ها به سر مىبردند و منزلها را ميان آنها تقسيم كرد و قوم به فرمانروايى وى تسليم شدند . ولى به گفتهء ابن اسحاق رزاح دعوت قصى را پذيرفت و با سه برادر خويش و همه مردم قضاعه كه از او تبعيت كرده بودند همراه حج گزاران عرب به يارى قصى آمدند . گويد : به پندار خزاعه ، حليل بن حبشيه ضمن وصيت خويش كارخانه و امور مكه را به قصى واگذاشت كه فرزندان قصى از دختر وى بود و به قصى گفت : « قيام به امور كعبه و كار مكه حق تو است . » و در اين موقع بود كه قصى مردم قضاعه را