محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
912
تاريخ الطبرى ( فارسي )
* ( بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمن خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ 36 : 1 - 9 ) * [ 1 ] » يعنى : يا ، سين ، قسم به اين قرآن حكمت آموز كه تو از پيغمبرانى و پيرو راه راست . قرآن از جانب خداى نيرومند رحيم نازل شده تا گروهى را كه پدرانشان بيم نيافتهاند و خودشان بىخبرند بيم رسانى ، گفتار خداى دربارهء اكثرشان محقق شده و آنها ايمان نميارند مگر به گردنهايشان غلها نهادهايم كه تا چانه هاست و سرهايشان بىحركت مانده است و پيش رويشان سدى نهادهايم و پرده بر آنها افكندهايم كه نمىبينند . و چون پيمبر از قرائت اين آيات فراغت يافت هيچكس از آنها نبود كه خاكى به سر نداشت ، آنگاه پيمبر سوى مقصد خويش رفت و يكى پيش آنها آمد و گفت : « اينجا منتظر كيستيد ؟ » گفتند : « انتظار محمد را مىبريم . » گفت : « به خدا محمد از خانه درآمد و بر سر همه تان خاك ريخت و برفت مگر خاك را بر سر خود نمىبينيد ؟ » گويد : و آنها دست به سر نهادند و خاك را بديدند و در خانه نگريستند و على را بر بستر ديدند كه جامهء پيمبر به تن داشت ، و گفتند : « به خدا اين محمد است كه خوابيده و جامهء خويش به تن دارد » و همچنان ببودند تا صبح درآمد و على از بستر برخاست و گفتند : « آن كس كه با ما سخن كرد ، راست مىگفت . » و دربارهء اين حادثه و كارى كه قرشيان مىخواستند كرد اين آيه نازل شد : « * ( وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ الله وَالله خَيْرُ الْماكِرِينَ 8 : 30 ) * [ 2 ] » يعنى : و چون كسانى كه كافر بودند دربارهء تو نيرنگ مىزدند كه بدارندت
--> [ 1 ] سوره يس : آيات 1 تا 9 [ 2 ] انفال : 30