محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
458
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و يوياحن پسر يوياقيم پادشاه وقت بنى اسرائيل را كه از فرزندان سليمان بود همراه برد و متنيا عم يوحسا را پادشاهى داد او را صدقيا نام كرد . و چون بخت نصر به بابل رسيد صدقيا بخلاف وى برخاست و بخت نصر بار ديگر به جنگ وى رفت و ظفر يافت و شهر و هيكل را ويران كرد و صدقيا را بند نهاد و ميل كشيد و فرزند وى را سر بريد . سپس او را همراه خويش به بابل برد و بنى اسرائيل به بابل ماندند تا وقتى كه دوباره به بيت المقدس بازگشتند . و غلبهء بخت نصر موسوم به بخترشه بر بيت المقدس مطابق اين روايت چهل سال بود . پس از آن فرزند وى اولمردوخ به پا خاست و بيست و سه سال پادشاهى آن ناحيه داشت و چون بمرد پسرش بلتشصر يك سال پادشاهى كرد . و چون بلتشصر پادشاهى يافت كار وى آشفته شد . بهمن وقتى به مشرق رفت او را معزول كرد و به جاى وى داريوش ماذوى را كه به ماذى پسر يافث پسر نوح انتساب داشت پادشاهى بابل و نواحى مجاور چون شام و جاهاى ديگر داد و او بلتشصر را بكشت و سه سال در بابل و ناحيه شام پادشاهى كرد پس از آن بهمن وى را عزل كرد و كيرش غيلمى را كه از فرزندان غيلم پسر سام پسر نوح بود به جاى وى نصب كرد . و غيلم همان بود كه وقتى جامر با ماذى به مشرق مىرفت همراه وى بود و چون پادشاهى بابل به كيرش رسيد به بهمن نوشت كه با بنى اسرائيل مدارا كند و اجازه دهد هر جا بخواهند مقر گيرند و به سرزمين خويش باز گردند و هر كه را برگزينند فرمانرواى آنها كند . و اسرائيليان دانيال پيمبر را برگزيدند كه امورشان را به عهده گرفت و كيرش سه سال پادشاهى بابل و اطراف داشت و اين سالها از وقت تسلط بخت نصر تا پايان كار وى و فرزندانش و پادشاهى كيرش غيلمى دوران خرابى بيت المقدس به شمار است و هفتاد سال است كه همه را به بخت نصر منسوب دارند . پس از آن يكى از خويشان بهمن به نام اخشوارش پسر كيرش پسر جاماسب كه لقب عالم داشت پادشاهى بابل يافت و او يكى از چهار سالار بود كه بخترشه