محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

452

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كشته شد . پس از او يوشيا پسر آمون سى و يك سال پادشاهى كرد تا به دست فرعون بينى بريده و عاجز مصر كشته شد . پس از او ياهواحاز پادشاه شد و فرعون بينى بريده به جنگ وى آمد و او را بگرفت و سوى مصر برد و يوياقيم پسر ياهواحاز را به جاى پدر پادشاهى داد و خراجى بر او نهاد و يوياقيم خراج را از بنى اسرائيل مىگرفت و پادشاهى وى دوازده سال بود پس از او يوياحين پسر يوياقيم پادشاه بنى اسرائيل شد ، و سه ماه پس از آغاز پادشاهى ، بخت نصر به جنگ وى آمد و او را بگرفت و به بابل برد و متنيا عموى وى را به جايش نشاند و او را صديقيا ناميد . و صديقيا به خلاف بخت نصر رفت كه به - جنگ وى آمد ، و او را بگرفت و بند نهاد و ميل كشيد و فرزندش را پيش رويش سر بريد و شهر و هيكل را به ويرانى داد و بنى اسرائيل را اسير كرد و با شاه اسير به بابل برد و آنجا ببودند تا كورش پسر جاماسب پسر اسب ، به سبب خويشاوندى كه با آنها داشت به بيت المقدس بازشان برد ، زيرا مادر كورش جاويل و به قولى حاويل اسرائيلى بود . و همه مدت پادشاهى صديقيا با سه ماه پادشاهى يوياحين ده سال و سه ماه بود . پس از آن پادشاهى بيت المقدس و شام از اشتاسب پسر لهراسب شد و عامل وى بخت نصر بود . از محمد بن اسحاق روايت كرده‌اند كه وقتى صديقه پادشاه بنى اسرائيل كه حكايت وى را از پيش بگفتيم درگذشت كار بنى اسرائيل آشفته شد و به رقابت برخاستند و همديگر را بكشتند و شعياى پيمبر مبعوث بود اما به او اعتنا نكردند و اطاعت نياوردند و چون چنين كردند خدا به شعيا گفت ميان قوم به سخن برخيز تا به زبان تو وحى كنم و چون به پا خاست خدا زبانش را به وحى بگردانيد و وعظشان كرد و تذكار داد و از حوادث بترسانيد و نعمتهاى خدا را برشمرد و گفت كه به -