محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

370

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فرنك دختر بدسا را كه از سران و بزرگان ترك بود ، به زنى گرفت و كى افنه و كى كاوس و كى ارش و كيبه ارش و كيفاشين و كيسه را آورد كه پادشاه و پدر پادشاهان بودند . گويند : كيقباد وقتى به پادشاهى رسيد و تاج به سر نهاد گفت : « ما ديار ترك را ويران كنيم و در اصلاح ديار خويش بكوشيم . » وى مقدار آب جويها و چشمه ها را براى آبخور زمينها معين كرد و نام و حدود ولايتها و ناحيه ها را معلوم داشت و مردم را به زميندارى ترغيب كرد ، و ده يك از حاصل زمين را براى مخارج سپاه بگرفت . گويند : كيقباد در علاقه به آبادى و حفظ كشور از دشمن و گردنفرازى همانند فرعون بود . و نيز گويند كه پادشاهان كيانى و اعقابشان از نسل وى بوده‌اند و ميان وى و تركان و اقوام ديگر جنگهاى بسيار بود و ما بين مملكت پارسيان و قلمرو تركان بنزديك رود بلخ اقامت داشت كه تركان را از دست اندازى به قلمرو پارسيان باز دارد و خدا بهتر داند . 456 ) سخن از كار بنى اسرائيل اينك از بنى اسرائيل و سالارشان از پس يوشع بن نون و حادثه ها كه به - روزگار زو ، و كيقباد ميان آنها رخ داد سخن مىكنيم : مطلعان اخبار گذشتگان و امور اقوام سلف خلاف ندارند كه پس از يوشع سالارى بنى اسرائيل با كالب بن يوفنا و پس از وى با حزقيل بن بوذى بود كه او را ابن عجوز مىگفتند . از ابن اسحاق روايت كرده‌اند كه حزقيل بن بوذى را ابن عجوز از آن رو گفتند كه مادرش به دوران پيرى و نازايى از خدا فرزند خواست و خدا حزقيل را