محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
428
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سپاه فرستد تا از دريا و خشكى تركان را در ميان گيرند و سالارى سپاه به گودرز مىدهد و بيشتر سپاهيان را همراه وى مىكند كه از ناحيهء خراسان در آيد و برزافره و « بى » پسر گودرز و بسيارى از سپهبدان را به دو پيوست و پرچم بزرگ را كه درفش كابيان نام داشت به دو داد . گويند : پيش از آن هيچيك از پادشاهان اين درفش را به سردارى نداده بود و در كارهاى بزرگ آن را با شاهزادگان مىفرستادند . به ميلاد گفت كه از جانب چين در آيد و گروهى از سران را كه با گودرز نبودند به دو پيوست . با اغص نيز گروهى همانند گروه ميلاد همراه كرد و گفت كه از ناحيهء خزر در آيد . برادران و بنى عمان خويش را نيز با سى هزار سپاهى همراه شومهان كرد و گفت كه از محلى ما بين راه گودرز و ميلاد در آيد . گويند : كيخسرو شومهان را به جنگ فرستاد از آن رو كه با سياوخش نزديك بود و نذر كرده بود كه به خونخواهى وى برخيزد . همهء اين سران به راه خويش رفتند و گودرز از ناحيهء خراسان به ديار ترك در آمد و از فيران پسر ويسغان آغاز كرد و جنگى سخت در ميانه رخ داد كه در اثناى آن بيژن پسر بىخمان پسر ويسغان در جنگ تن به تن كشته شد و گودرز فيران را بكشت . پس از آن گودرز آهنگ فراسيات كرد و سه سپاه هر يك از جهتى به دو پرداختند و كيخسرو از راه گودرز به دنبال سپاه بيامد و هنگامى به سپاه گودرز رسيد كه بسيار كس از تركان و از جمله فيران سر سپهبدان فراسيات را كه نامزد جانشينى او بود با گروهى از برادران فيران چون خمان و اوستهن و گلباد و سيامك و بهرام و فرشخاد و فرخلاد با پسرش روبن كه مقرب فراسيات بود با جمعى از برادران فراسيات چون زيدراى ( يا رتدراى ) و اندرمان و اسفخرمواخست را كشته بود و بروا پسر فشنگان كشندهء سياوخش را باسيرى گرفته بود . گودرز كشتگان و اسيران و غنيمتها را كه گرفته بود از اسب و مال شمار