محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

426

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اصفهان و نواحى خراسان نوشت كه پيش وى آيد و چون بيامد قصد خونخواهى پدر را با وى بگفت و فرمان داد تا سپاه خويش را عرضه كند و سى هزار مرد از آنها برگزيند و به طوس پسر نوذران ملحق كند تا راهى ديار تركان شود . گودرز چنان كرد و نخبهء سپاه وى به طوس پيوست و از جمله كسان كه همراه شد بر زافره پسر كيكاووس عموى كيخسرو و « بى » پسر گودرز و بسيارى از برادران وى بودند و كيخسرو به طوس گفت آهنگ فراسيات و طرخانهاى وى كند و از آن ناحيه ديار تركان كه برادر وى فروذ پسر سياوخش آنجاست گذر نكند . فروذ از زنى به نام برز - آفريد ، زاده بود كه سياوخش هنگام رفتن سوى فراسيات در يكى از شهرهاى ترك داشته بود و به وقت آبستنى او را ترك كرده بود . گويند : طوس در كار فرود خطا كرد و چون از شهرى كه وى آنجا بود گذشت به سببى ميانشان جنگى رفت كه فرود كشته شد و چون كيخسرو خبر يافت به عموى خويش برزآفره نامه اى سخت نوشت و خبر طوس پسر نوذران و جنگ فروذ را بگفت و فرمان داد كه طوس را دربند كند و سوى او فرستد و خود او سپاه را سوى مقصد برد و چون نامه به برزافره رسيد سران سپاه را فراهم آورد و نامه را خواند و گفت كه طوس را به بند كنند و با فرستادگان امين سوى كيخسرو فرستاد و كار سپاه را به دست گرفت و از رود معروف كاسرود گذشت و خبر به افراسياب رسيد و گروهى از برادران و طرخانهاى خويش را به جنگ برزافره فرستاد و در جايى از ديار تركان به نام واش دو سپاه روبرو شد . فيران پسر ويسغان و برادرانش و طراسف پسر گودرز داماد فراسيات و هماسف پسر فشنگان نيز جزو سپاه بودند و جنگى سخت كردند و برزافره وقتى شدت جنگ و بسيارى كشتگان را بديد سستى گرفت و پرچم را بالاى كوه برد و كار برادران گودرز آشفته شد و به يك روز هفتاد كس از آنها كشته شد و از دو گروه بسيار كس هلاك شد و برزافره با همراهان پيش كيخسرو باز گشت و غم و مصيبتشان چندان