محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
776
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بدان اى نادان كه ملك پادشاهان پس از خداى به مال و سپاه استوار ماند خاصه پادشاهى ديار پارسيان كه دشمنان از هر سوى آن را در ميان گرفتهاند ، و براى بلعيدن آنچه شاه به دست دارد آمادهاند و دفع و رد دشمن جز با سپاه فراوان و سلاح و لوازم بسيار ميسر نباشد و سپاه فراوان و لوازم بسيار جز به مال فراوان فراهم نشود و مال فراوان جز به كوشش و تلاش در كار گرفتن خراج به دست نيايد و فراهم كردن مال را ما بدعت نكرديم و در اين كار پيرو نياكان و گذشتگان خويش بوديم كه آنها نيز چون ما به فراهم كردن و اندوختن مال پرداختند تا در كار تقويت سپاه از آن كمك گيرند ، و بهرام منافق با گروهى آدمكشان همانند خويش كه در خوش كشتن بودند بر آن مال و جواهر كه در خزاين ما بود هجوم بردند و هر چه بود بپراكندند و ببردند و در بيت المال ما جز آن سلاحها كه قدرت بردن و تيز كردنش نداشتند به جا نماند و چون پادشاهى خويش باز گرفتيم و كارمان استوارى گرفت و رعيت به اطاعت آمد بليات از آنها برداشتيم و اسپهبدان به اطراف بلاد فرستاديم و فاذوسبانان بر همه جا گماشتيم و مرزها را به مرزبانان و عاملان دلير و كاربر سپرديم و آنان را به سپاه فراوان نيرو داديم كه ملوك و دشمنان مخالف ما را از ميان برداشتند و از سال سيزدهم پادشاهى ما چندان از دشمنان بكشتند و اسير گرفتند كه در حريم ديار خويش جز با ترس و بيم يا امان ما سر نتوانستند برداشت چه رسد به آنكه به ديار ما حمله برند يا كارى ناخوشايند ما كنند و هم در اين سالها از غنائم ديار دشمن از طلا و نقره و اقسام جواهر و مس و پرند و حرير و استبرق و ديبا و اسب و اسلحه و اسير چندان به خزاين ما رسيد كه بسيارى آن را همگان دانند ، و چون به سال سيزدهم پادشاهيمان بفرموديم تا نقشهاى تازه آماده كنند و با آن نقره سكه زنند در گنجينه هاى ما چنان كه شمارگران گفتند به جز آنچه براى روزى سپاه به يك سو نهادن فرموده بوديم دويست هزار كيسهء نقره بود كه صد هزار هزار مثقال بود و چون بديديم كه مرزها استوار شده و دشمن را از ولايت و از رعيت راندهايم و دهانها را كه براى بلع