محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
766
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شكنجه داد و ستم كرد و اموال كسان را به نا حق گرفت كه كارشان به تباهى افتاد و معاششان خلل يافت و خسرو و پادشاهى وى را دشمن داشتند . و هم از هشام بن محمد روايت كردهاند كه خسرو پرويز چندان مال فراهم آورد كه هيچيك از شاهان نداشته بود و سپاه وى تا قسطنطنيه و افريقيه رسيد وى زمستان به مداين بود و تابستان را ما بين مداين و همدان به سر مىكرد . گويند : وى را دوازده هزار زن و كنيز بود و هزار فيل يكى كم و پنجاه هزار مركوب داشت از اسب و يابو و استر ، و به جواهر و ظروف و چيزهاى ديگر بسيار دل بسته بود . ديگرى گويد كه در مقر وى سه هزار زن بود كه با آنها ميخفت و براى خدمت و نغمه گرى و كارهاى ديگر هزارها كنيز داشت و سه هزار مرد به خدمت وى در بود و هشت هزار و پانصد اسب براى سوارى داشت و هفتصد و شصت فيل و دوازده هزار استر بنهء او را مىبرد . و بفرمود تا آتشكده ها بسازند و دوازده هزار هيربند به خدمت آن گماشت و به سال هيجدهم پادشاهى بگفت تا حاصل خراج و ديگر منابع مال را شمار كند و به دو گزارش دادند كه در آن سال از خراج و ديگر منابع مال چهارصد هزار هزار و بيست هزار هزار مثقال نقره به دست آمده كه هموزن ششصد هزار هزار درم باشد و آن را به خزانه شهر طيسبون سپرد كه آن را بنيان نهاده و بهار حود خسرو نام كرده بود . و جز اين از سكهء فيروز پسر يزدگرد و قباد پسر فيروز دوازده هزار كيسه داشت كه در هر كيسه چهار هزار مثقال نقره بود كه مجموع آن چهل و هشت هزار مثقال مىشد كه هموزن شصت و هشت هزار هزار و پانصد هزار و چهارصد و بيست درم و يك نصف و يك سوم هشتم درم بود . و جواهر و جامه و كالاهاى ديگر چندان داشت كه كسى جز خدا شمار آن ندانست . و چنان بود كه خسرو مردم را خوار شمرد و چيزهايى را سبك گرفت كه