محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
649
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كه سرپرستشان مرده بود به شوهران شايسته دهند و جهازشان را از بيت المال بداد و جوانانشان را زن از خاندانهاى بزرگ داد و كابين زنان بداد و توانگرشان كرد و بگفت تا ملازم در وى باشند تا در كارها از آنها كمك گيرد . و زنان پدر خويش را مخير كرد كه با زنان وى بمانند و برابر باشند و مقررى مانند امثال خويش گيرند با شوهرانى همشأن خود بجويند . و بگفت تا نهرها و كاريزها بكنند و مردم آبادى كوش را پيش - بها دهند و تقويت كنند ، و بگفت تا پلهاى خراب دهكده هاى ويران را بهتر از آنچه بوده اصلاح كنند . به چابكسواران پرداخت و به تنگدستانشان مركوب و لوازم داد و مقررى تعيين كرد ، و آتشكده ها را گماشتگان نهاد و راهها را امن كرد و در آن بناها و دژها نهاد ، و در برگزيدن حاكمان و عاملان و ولايتداران دقت كرد و برگزيدگان را به بهترين وجهى بنواخت . به سيرت و مكاتيب اردشير پرداخت و از آن سرمشق گرفت . از آن پس كه سالها پادشاهى كرد و ملك نظام گرفت و ولايتها به اطاعت آمد به سوى انطاكيه رفت كه سران سپاه قيصر آنجا بودند و شهر را بگشود و بگفت تا شهر انطاكيه را به مسافت و تعداد منازل و راهها و هر چه در آن بود به نقشه آرند و پهلوى مداين شهرى همانند آن بسازند و شهرى را كه نام روميه گرفت به صورت انطاكيه بساختند و مردم انطاكيه را بياورد و در آنجا مقر داد . و چون از در شهر درون شدند مردم هر خانه به خانه اى شدند همانند آنچه در انطاكيه داشته بودند ، گويى از آن برون نشده بودند . آنگاه آهنگ شهر هرقل كرد و آن را بگشود ، سپس اسكندريه و شهرهاى ديگر را بگشود و از آن پس كه قيصر اطاعت آورد و فديه داد گروهى از سپاه خويش را به سرزمين روم نهاد . و چون از آنجا بازگشت و سوى خزر رفت و انتقام خونها كه از رعيت وى ريخته بودند بگرفت ، آنگاه سوى عدن رفت و مجاور سرزمين حبشه جايى از دريا را ميان دو كوه با كشتيهاى بزرگ و سنگ و ستونهاى آهنين و زنجيرها ببست و