محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
602
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رسيد ، دين رومى آشكار كرد و آن را چنان كه از پيش رواج داشته بود پس آورد و بگفت تا آن را زنده دارند و كليساها را ويران كنند و اسقفان و احبار نصارى را بكشند . و هم او سپاهى از روميان و از خزرانى كه در مملكت وى بودند و از عربان فراهم آورد تا با شاپور و سپاه پارسيان پيكار كند و عربان فرصت را براى انتقام كشتارى كه شاپور از مردم عرب كرده بود مناسب شمردند و يكصد و هفتاد هزار كس از آنها به سپاه لليانوس پيوستند كه آنها را با يكى از بطريقان خويش به نام يوسانوس بر مقدمهء سپاه فرستاد . لليانوس بيامد تا به ديار پارسيان رسيد كه شاپور از كثرت سپاه روم و عرب و خزر كه همراه داشت خبر يافت و بيمناك شد و خبر گيران فرستاد تا از شمار و حالت پيكارجوييشان خبر آرند و گفتار خبرگيران دربارهء لليانوس و سپاه وى مختلف شد و شاپور ناشناس با گروهى از معتمدان خويش برفت تا سپاه روميان را بنگرد و چون نزديك اردوگاه يوسانوس طليعه دار لليانوس رسيد كسانى را از همراهان خويش به اردوگاه فرستاد تا خبر درست بگيرند و براى وى بيارند و روميان از كار آنها خبر يافتند و همه را بگرفتند و پيش يوسانوس بردند و هيچيك از آنها نگفتند كه از رفتن سوى اردوگاه وى چه منظور داشتهاند ، مگر يكيشان كه قضيه را چنان كه بود بگفت و جاى شاپور را بنمود و گفت سپاهى با وى بفرستند تا شاپور را به آنها تسليم كند . و يوسانوس چون اين سخنان بشنيد يكى از خاصان خويش را پيش شاپور فرستاد و از ماجرا خبردار كرد و وى از آنجا كه بود سوى اردوگاه خويش بازگشت . عربان كه در سپاه لليانوس بودند از او اجازه خواستند كه با شاپور پيكار كنند و اجازه داد و آنها به شاپور حمله بردند و جمع او را پراكنده كردند و بسيار كس از آنها بكشتند . و شاپور با بقيهء سپاه خويش بگريخت و لليانوس شهر طيسبون را كه مقر شاپور بود به تصرف آورد و مال و خزينهء وى كه آنجا بود به دست لليانوس افتاد .