محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
598
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و مردم از او ترسان بودند كه از رفتار وى خشونت و سختى ديده بودند و اعلام كرد كه بيم كسان از سختى وى در كار فرمانروايى بوده ولى خشونت رفتار خويش را دگر كرده و نرمى و رأفت آورده است . تدبير امور با ملايمت كرد و با رعيت منصف بود و در بهبود مستمندان و آبادانى ولايت و عدالت با رعيت بكوشيد . و چون هرمز بمرد پسر نداشت و اين براى مردم دشوار بود و از كار زنان وى پرسيدند و بدانستند كه يكى از آنها بار دارد . بعضيها گفتهاند كه هرمز كودكى را كه در شكم مادر بود پادشاهى داد و شاپور ذو الأكتاف تولد يافت . مدت پادشاهى هرمز به گفتهء بعضى شش سال و پنج ماه بود و به گفتهء بعضى ديگر هفت سال و پنج ماه بود . پس از آن شاپور ذو الأكتاف متولد شد او پسر هرمز پسر نرسى پسر بهرام پسر بهرام پسر هرمز پسر شاپور پسر اردشير بود و پادشاهى از وصيت پدر يافت و مردم از تولد وى خوشدل شدند و خبر آن را در آفاق پراكندند و نامه ها نوشتند و پيك به آفاق و اطراف فرستادند و وزيران و دبيران كارهايى را كه در ايام پدر وى داشتند ادامه دادند . و چنين بود تا خبر فاش شد و ممالك مجاور بدانستند كه پارسيان پادشاه ندارند و كودكى در گهواره دارند كه ندانند سرانجام او چه خواهد شد . و ترك و روم طمع در مملكت ايشان بستند و ديار عربان از همه ممالك ديگر به قلمرو پارسيان نزديكتر بود و از همه اقوام ديگر بيشتر احتياج داشتند كه چيزى از معيشت و ديار آنها بگيرند كه وضع معاششان به دو سخت بود و گروهى بسيار از آنها از ديار