محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

585

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اردشير و شهر اردشير خره كه همان گور باشد به فارس بود و هرمز اردشير كه همان سوق الاهواز باشد به اهواز بود و شهر به اردشير در غرب مداين و استاباذ اردشير كه همان كرخ ميسان باشد به سواد بود و فسا اردشير كه همان شهر خط باشد به بحرين بود و بوذاردشير كه همان حزه باشد به موصل بود . گويند : اردشير هنگام ظهور به ملوك الطوائف نامه هاى بليغ نوشت و با آنها سخن كرد و به اطاعت خواند و در اواخر روزگار خويش بجانشين خويش وصيت كرد و همچنان پسنديده روش و پيروز بود و هرگز سپاه وى نشكست و پرچم او وا نماند ، ولايتها پديد آورد و شهرها بنيان كرد و مراتب نهاد و آبادى بسيار كرد . و مدت پادشاهى وى از وقتى كه اردوان را بكشت تا وقتى بمرد چهارده سال بود . و به قولى مدت پادشاهى وى چهارده سال و ده ماه بود . از هشام كلبى روايت كرده‌اند كه اردشير با سپاه پارسيان به عراق آمد كه پادشاهى آنجا را بگيرد و بابا پادشاه ارمانيان بود و اردوان پادشاه اردوانيان بود . هشام گويد : ارمانيان نبطيان سواد بودند و اردوانيان نبطيان شام بودند . گويد : اين دو شاه كه بر سر پادشاهى با همديگر به پيكار بودند بر پيكار اردشير همدل شدند ، يك روز اين و يك روز آن پيكار مىكرد و روزى كه نوبت بابا بود اردشير پيكار نمىكرد و روزى كه نوبت اردوان بود او به پيكار نمىآمد و چون اردشير اين بديد با بابا صلح كرد كه از جنگ دست بدارد و او را با اردوان واگذارد و اردشير بابا را با ملكش واگذارد ، و اردشير براى جنگ اردوان فراغت بال يافت و چيزى نگذشت كه او را بكشت و بر ملك وى تسلط يافت و بابا نيز مطيع وى شد ، و اردشير پادشاهى عراق را به چنگ آورد و شاهان آنجا به اطاعت وى آمدند و همه مخالفان را مقهور كرد و همه را به پيروزى از ارادهء خويش وا داشت . و چون اردشير پادشاهى عراق را به چنگ آورد ، بسيارى از تنوخيان نخواستند در قلمرو وى بمانند و اطاعت وى كنند و آنها كه از قبايل قضاعه بودند و با مالك و