محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

559

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« * ( وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ 36 : 13 - 14 ) * [ 1 ] . » يعنى : براى ايشان مردم آن دهكده را مثل بزن ، وقتى فرستادگان سويشان آمدند وقتى دو تن سويشان فرستاديم و تكذيبشان كردند و به سومى نيرويشان داديم و گفتند : ما پيغام آوران شمائيم . گذشتگان دربارهء ايشان اختلاف كرده‌اند بعضىها گفته‌اند سه كسى كه خداى در اين آيه يادشان كرده و حكايتشان را آورده پيمبران و رسولانى بودند كه سوى يكى از شاهان روم فرستاده شدند و او انطيخس بود و شهرى كه شاه در آن بود و خدا رسولان را بدانجا فرستاد انطاكيه بود . ذكر گويندهء اين سخن از وهب بن منبه يمنى و هم از ابن اسحاق روايت كرده‌اند كه مردى در انطاكيه بود كه حبيب نام داشت و حرير مىبافت و مردى بيمار بود كه جذام در او افتاده بود و بر يكى از درهاى دور افتادهء شهر جا داشت و مؤمنى بخشنده بود و چنان كه گفته‌اند شبانگاه حاصل كسب خويش را دو نيمه مىكرد يك نيمه را براى روزى عيال خويش مىگرفت و نيم ديگر را صدقه مىداد و چون دل پاك و فطرت استوار داشت بيمارى و ضعف و كار را به چيزى نميشمرد . و در شهر فرعونى بود به نام انطيخس پسر انطيخس پسر انطيخس كه بتپرست بود و مشرك بود و خدا رسولان سه گانه را برانگيخت كه صادق و صدوق و شلوم نام داشتند ، دو تن از آنها را سوى فرعون و مردم شهر فرستاد كه تكذيبشان كردند و سومى را فرستاد .

--> [ 1 ] - يس : 13 و 14