محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

530

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فراهم آمدن اين قبايل در بحرين و هم پيمان شدنشان به دوران ملوك الطوائف بود كه اسكندر پس از كشتن دارا پسر شاه پارسيان پادشاهيشان داده بود و ولايتها را بر آنها تقسيم كرده بود و وقتى اردشير پسر بابك شاه پارسيان بر ملوك الطوائف ظفر يافت و مغلوبشان كرد همه مردم مطيع وى شدند و پادشاهى بر وى استوار شد . گويد : و ملوك الطوائف از آن رو نام يافتند كه قلمرو هر يكيشان زمينى اندك بود ، چند قصر و خانه بود و اطراف آن خندقى بود و دشمن نزديك وى بود و مانند وى زمينى اندك داشت و يكيشان چون برق به ديگرى حمله مىبرد و باز مىگشت و عربانى كه در ناحيهء بحرين مقر داشتند دل در روستاى عراق بسته بودند و مىخواستند عجمان را از ديار عرب مجاور آن برانند يا با آنها شريك شوند و اختلافات ملوك - الطوائف را فرصتى دانستند و سرانشان همسخن شدند كه سوى عراق روند و جماعتشان با اين كار همداستانى كردند . حيقار بن حيق و قوم وى و جمعى ديگر نخستين گروهى بودند كه بدانجا رسيدند و ارمانيان كه به سرزمين بابل و نواحى مجاور آن تا موصل مقر داشتند با اردوانيان يعنى ملوك الطوائف به جنگ بودند و قلمرو ملوك الطوائف دهكدهء نفر در سواد عراق تا ابله و حدود باديه بود و عربان را به ديار خويش راه ندادند . گويد : و عاد را ارم گفتند و چون عاد فنا شد ثمود را ارم گفتند ، و ارمانيان يعنى نبطيان سواد باقيمانده ارم بودند كه دمشق را نيز ارم گفتند . گويد : و اين قوم كه از بحرين آمده بودند از سواد عراق دورى گرفتند و ميان عربان انبار و عربان حيره پراكنده شدند كه باقيماندگان قنص بن معد از آنها هستند و تيرهء عمرو بن عدى بن نصر بن ربيعه بن عمرو بن حارث بن مسعود بن مالك بن عمم بن نماره بن لخم به آنها انتساب دارند . گويد : اين گفتهء مضر و حمادراويه است كه درست نيست و دربارهء قنص بن معد چيزى