محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

484

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه تاج بر سر نهاد و پادشاه شد گفت : « ما به وفا پابنديم و مديونيم كه با رعيت نيكى كنيم . » و او را اردشير دراز دست گفتند از آن رو كه به همه ممالك مجاور دست انداخت و پادشاه اقليمها شد . گويند : وى در سواد عراق شهرى بنياد كرد و آباد اردشير نام كرد و همان دهكده بهمينياست كه اكنون در زاب بالا هست . در ناحيهء دجله نيز شهرى بنياد كرد و بهمن اردشير نام كرد كه همان ابله است . و هم او به خونخواهى پدر به سيستان رفت و رستم و پدرش دستان و برادرش ازواره و پسرش فرمرز را بكشت و براى روزى سپاه و خرج هيربدان و آتشكده ها و مصارف ديگر مال بسيار گرفت . اردشير بهمن پدر داراى بزرگ و پدر ساسان بود و آخرين ملوك پارسيان اردشير بابك و فرزندان وى از نسل ساسان بودند . از هشام كلبى روايت كرده‌اند كه پس از بشتاسب ، اردشير بهمن پسر اسفنديار پسر بشتاسب به شاهى رسيد و چنان كه گويند متواضع و پسنديده خوى بود و نامه هاى وى به نام اردشير بندهء خدا و خادم خدا و مدبر امور شما صدور مىيافت . گويند وى با يك هزار هزار سپاه به جنگ روم نزديك رفت . و ديگران گفته‌اند كه بهمن بمرد و دارا در شكم مادر بود و خمانى را به پاس پدرش بهمن پادشاه كردند و شاهان زمين خراجگزار بهمن بودند و به شوكت و تدبير از بزرگترين شاهان پارسيان بود و نامه ها و مكتوبها داشت كه از نامه ها و پند نامهء اردشير برتر بود . مادر بهمن استوريا بود يا استار و او دختر يائير پسر شمعى پسر قيس پسر منشا پسر طالوت شاه پسر قبس پسر ابل پسر صارور پسر بحرث پسر افيح پسر ايشى پسر بنيامين پسر يعقوب پسر اسحاق پسر ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام بود و مادر فرزندان بهمن ، راحب دختر فنحس از اولاد رحبعم پسر سليمان پسر داود