محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
482
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از شاهان يمن به دوران بشتاسب و بهمن پسر اسفنديار ابو جعفر گويد : از پيش گفتيم كه بعضىها پنداشتهاند كابوس به دوران سليمان پسر داود عليهما السلام بود و از شاهان يمن كه به روزگار سليمان بودند و هم از بلقيس دختر ايليشرح سخن آورديم . از هشام كلبى روايت كردهاند كه پس از بلقيس پادشاهى يمن به ياسر پسر عمر و پسر يعفر رسيد كه او را ياسر انعم گفتند و اين نام از آن رو يافت كه به انعام وى پادشاهى قوم نيرو گرفته بود و كارشان سامان يافته بود . به پندار اهل يمن ، ياسر انعم به پيكار سوى مغرب رفت تا به دره اى به نام دره شن رسيد كه پيش از او كس آنجا نرسيده بود و چون آنجا رسيد از بسيارى شن گذر نيافت و در اثناى اقامت وى شن گشوده شد و يكى از خاندان خويش را كه عمرو نام داشت بگفت تا با كسان خود عبور كردند و برفتند و باز نگشتند و چون چنين ديد گفت تا بتى مسين بساختند و بر سنگى بر كنار دره نصب كردند و به خط مسند بر سينهء آن نوشتند كه اين بت از ياسر انعم حميرى است . گويد : پس از وى تبع ، تبان اسعد به پادشاهى رسيد و نام وى ابو كرب بود و به روزگار بشتاسب وارد شير بهمن پسر اسفنديار بود و از يمن به راهى كه رائش رفته بود سوى كوهستان طى رفت و از آنجا آهنگ انبار كرد و چون به جاى حيره رسيد و شب بود به حيرت افتاد و بماند و آنجا حيره نام يافت . پس از آن برفت و گروهى از مردم ازد و لخم و جذام و عامله و قضاعه را به جا گذاشت كه بنا ساختند و بماندند و بعد گروهى از طى و كلب و سكون و بلحارث -