محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
95
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بودشان شريك نهادند . . . » تا آخر آيه . از سعيد بن جبير آوردهاند كه به توضيح اين آيه قرآن كه خدا فرمايد « و چون سنگين شد خدا ، پروردگارشان را بخواندند » تا آنجا كه فرمايد : « خدا از آنچه شريك او مىكنند برتر است . » چنين گفت : « وقتى حوا نخستين فرزند خود را آبستن بود و سنگين شد پيش از آنكه بزايد ابليس نزد وى آمد و گفت : « اى حوا اين چيست كه در شكم دارى ؟ » گفت : « ندانم » گفت : « از كجا در آيد از بينى يا چشم يا گوش ؟ » گفت : « ندانم » . گفت : « اگر سالم در آيد اطاعت فرمان من مىكنى ؟ » گفت : « بلى » . گفت : « نام او را عبد الحارث كن . » و ابليس كه خدايش لعنت كند حارث نام داشت . حوا گفت : « پذيرفتم . » پس از آن به آدم گفت : « يكى به خواب من آمد و چنين چنان گفت . » آدم گفت : « اين شيطان است . از او بترس كه همان دشمنى است كه ما را از بهشت بيرون كرد . » و باز ابليس كه خدايش لعنت كند پيش حوا آمد و همان سخن باز گفت و حوا پذيرفت و چون بزاد و خدا نوزاد او را سالم در آورد او را عبد الحارث نام كرد و معنى گفتار خداى همين است كه فرمود : « براى خدا در آنچه داده بودشان شريك نهادند » تا آنجا كه فرمود : « و خدا از آنچه شريك او مىكنند برتر است . » در روايت ديگر هست كه از سعيد بن جبير پرسيدند : « آدم مشرك شد »