محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

87

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بعضى ديگر چنين گفته‌اند كه آدم در هر شكم از حوا دختر و پسرى داشت و دختر را به پسرى مىداد كه از شكم ديگر بود . عبد الله بن عثمان گويد : با سعيد بن جبير به رمى جمره مشغول بوديم و او به بازوى من تكيه داشت و چون به نزديك منزل سمرهء پشم فروش رسيديم بايستاد و از ابن - عباس روايت كرد كه گفته بود : روا نبود كه زن با برادر دو قلوى خود همسر شود و مىبايد يكى ديگر از برادرانش او را به زنى بگيرد پس يك زن زيبا تولد يافت و يك زن زشت و برادر زن زشت گفت : « تو خواهرت را زن من مىكنى و من خواهرم را زن تو مىكنم . » گفت : « نه من به خواهرم سزاوارترم . » و قربانى بياوردند و از صاحب قوچ پذيرفته شد و از صاحب كشت پذيرفته نشد و قوچ همچنان پيش خداوند عز و جل ببود تا آن را به فداى اسحاق داد و بر اين سنگ به نزديك خانهء سمرهء پشم فروش كه به وقت رمى جمره طرف دست راست تو است ذبح شد . ابن اسحاق از بعضى متقدمان اهل كتاب آورده كه آدم عليه السلام در بهشت پيش از ارتكاب گناه به حوا در آمد كه قين و توام او را حامله شد و ويار نداشت و به هنگام وضع رنج زاييدن نديد و خون نبود كه بهشت پاكيزه است و چون از درخت بخوردند و عصيان كردند و به زمين آمدند و قرار گرفتند بر او در آمد كه هابيل و توام او را حامله شد و ويار داشت و به هنگام وضع رنج ديد و خون بود و حوا بطوريكه گفته‌اند هميشه پسر و دخترى ميزاد و براى آدم چهل فرزند پسر و دختر آورد در بيست شكم . و مرد با هر يك از خواهران خود كه ميخواست ازدواج ميكرد بجز توام خود كه بر وى حلال نبود و زنان آن روزگار همه خواهران آنها بودند كه مادرشان حوا بود . و هم ابن اسحاق از بعضى متقدمان اهل كتاب آورده كه آدم به قين فرزند