محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

62

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ذكر گويندهء اين سخن از قتاده روايت كرده‌اند كه وقتى خداوند دربارهء خلقت آدم با فرشتگان مشورت كرد گفتند : « كسى را در زمين خواهى نهاد كه تباهكارى كند و خون بريزد . » چون دانسته بودند كه به نزد خدا چيزى بدتر از خونريزى و تباهكارى نيست ولى خداوند فرمود : « آنچه من دانم شما ندانيد . » كه در علم خدا بود كه از خليفهء زمين پيمبران و رسولان و پارسايان و بهشتيان خواهند بود . از ابن عباس نيز روايت كرده‌اند كه چون خداوند عز و جل به خلقت آدم پرداخت فرشتگان گفتند : « خدا خلقى داناتر و عزيزتر از ما نخواهد آفريد » و خلقت آدم امتحان ايشان بود كه همه مخلوق به معرض امتحانند چون آسمان و زمين كه امتحانشان اطاعت بود كه خدا فرمود : « به اطاعت يا كراهت بياييد » و گفتند : « به اطاعت آمديم . » از قتاده و حسن روايت كرده‌اند كه وقتى خداوند به فرشتگان گفت خليفه اى در زمين خواهم نهاد و راى خويش بگفتند چيزى بدانستند و چيزى ندانستند ، گفتند : « كسى را در زمين مينهى كه تباهى كند و خون بريزد . » چون فرشتگان دانسته بودند كه به نزد خدا گناهى بزرگتر از خون ريختن نيست و چون خداوند خلقت آدم را آغاز كرد فرشتگان با هم گفتند : « خدا هر چه مىخواهد بيافريند كه از ما داناتر و عزيزتر نخواهد بود » و چون آدم را بيافريد و روح در او دميد بگفت تا او را سجده كنند ، و آدم را بر آنها برترى داد ، به كيفر آن سخن كه گفته بودند ، و فرشتگان گفتند : « اگر بهتر از او نباشيم از او داناتريم كه پيش از او بوده‌ايم و قومها پيش از او بوده‌اند . » و چون فريفتهء علم خويش شدند ، دچار امتحان شدند و خدا همهء نامها را به آدم ياد داد و چيزها را به فرشتگان نشان داد و گفت : « اگر راست مىگوييد كه از هر چه