محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
49
تاريخ الطبرى ( فارسي )
امير مؤمنان اين لكه بر ماه چيست ؟ » گفت : « مگر قرآن نخوانى كه گويد و آيت شب را محو كرديم اين محو آنست » . روايت ديگر هست كه على بن ابى طالب فرمود : « هر چه خواهيد از من بپرسيد » و ابن كوا گفت : « اين سياهى در ماه چيست ؟ » و او گفت : « خدايت بكشد چرا از كار دين و دنيا نپرسيدى . » آنگاه گفت : « اين محو شب است » . و روايات به اين مضمون مكرر هست . و هم قتاده دربارهء گفتار خداى كه شب و روز را دو آيت كرديم و آيت شب را محو كرديم گويد : « ما هميشه مىگفتيم كه محو آيت شب لكه هاييست كه در ماه هست و آشكارى آيت روز يعنى خورشيد نورانىتر و بزرگتر از ماه است . ابو جعفر گويد : گفتار درست به نزد ما اين است كه خداى تعالى ذكره خورشيد روز و ماه شب را دو آيت كرد و آيت روز را كه خورشيد باشد آشكار كرد كه به كمك آن توان ديد و آيت شب را كه ماه باشد با سياهى محو كرد و تواند بود كه خداوند عز و جل دو خورشيد از نور عرش خويش آفريده باشد آنگاه نور ماه را به شب محو كرده باشد چنان كه كسانى گفتهاند و سخنان را آورديم و سبب اختلافشان همين بود و تواند بود كه نور خورشيد از پوشش نور عرش است و روشنى ماه از پوشش روشنى كرسى است . اگر سند دو خبرى كه آوردم درست بود چنان مىگفتيم ولى در اسناد آن گفتگو هست و مفاد آن در علت تفاوت خورشيد و ماه مقطوع به نيست ، ولى به يقين مىدانيم كه خدا عز و جل به صلاح بندگان كه از آن خبر داشت ، نورشان را مختلف كرد ، يكى را پر نور و روشن كرد و ديگرى را كمنور كرد . و اين مقدار دربارهء خورشيد و ماه بگفتيم زيرا هدف ما را در اين كتاب ذكر دوران و تاريخ شاهان و پيمبران و رسولان است و تاريخ و زمان را به شب و روز