محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
37
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و اين معلوم ميدارد كه خلقت شب اول بوده و خورشيد پس از آن آفريده شده . و اين سخن را از ابن عباس روايت كردهاند كه از او پرسيدند كه آيا شب پيش از روز بود ؟ گفت مگر ندانيد كه وقتى آسمانها و زمين پيوسته بود در آن ميان به جز تاريكى نبود ، بدانيد كه شب پيش از روز بود . روايت ديگر نيز از ابن عباس به همين مضمون هست . بعضى ديگر گفتهاند كه روز پيش از شب بود و بر صحت گفتار خويش دليل آوردهاند كه خداى عز و جل بود و روز و شب نبود و جز او چيزى نبود و همه چيزها كه آفريد به نور او تعالى روشن بود . ذكر گويندهء اين سخن : از ابن مسعود روايت كردهاند كه خداى شما شب و روز ندارد آسمانها را به نور خويش روشن فرمود و روز شما به نزد وى ده ساعت است . ابو جعفر گويد : گفتار اول درستتر مينمايد كه شب پيش از روز بود زيرا روز از نور خورشيد آمد و خدا عز و جل پس از گستردن زمين خورشيد را بيافريد و در فلك روان كرد چنان كه او تعالى در كتاب عزيز خويش فرمايد : * ( أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها . رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها . وَأَغْطَشَ لَيْلَها وَأَخْرَجَ ضُحاها 79 : 27 - 29 ) * [ 1 ] يعنى خلقت شما سختتر است يا آسمان كه خدايش ساخته است و سقف آن را بالا برده و آن را پرداخته و شبش را تاريك و روزش را پديد كرده است . » وقتى آفتاب پس از بر آمدن آسمان و تاريكى شب آفريده شده مسلم است كه پيش از خلقت آفتاب و پيش از آنكه خداى روز را از آسمان بر آرد تاريك بود نه روشن . و آنچه از كار شب و روز ميبينيم دليل روشن است كه روز به شب هجوم ميبرد و هنگام شب كه خورشيد نيست و نور آن غايب است فضا تاريك شود و از
--> [ 1 ] 79 : 27 تا 29