محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
364
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از ابن عمران جونى روايت كردهاند كه به موسى ندا آمد كه پس از تو زمين را هرگز مطيع كس نكنم . از قتاده روايت كردهاند كه قارون هر روز به اندازهء يك قامت در زمين فرو شود و همچنان پايين رود و تا رستاخيز به قعر آن نرسد . و چون عذاب خدا عز و جل به قارون رسيد مؤمنانى كه او را وعظ و اندرز كرده بودند و به معرفت و اطاعت خدا خوانده بودند نعمت خدا را ستايش كردند و آنها كه آرزو كرده بودند چون وى مالدار و مرفه شوند از آرزوى خويش پشيمان شدند و خطاى خويش را بدانستند و خدا عز و جل به حكايت گفتارشان فرمود : « * ( وَيْكَأَنَّ الله يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ من عِبادِه وَيَقْدِرُ لَوْ لا أَنْ من الله عَلَيْنا 28 : 82 ) * [ 1 ] » يعنى : « واى كه گويى خدا روزى هر يك از بندگان خويش را كه خواهد بگشايد يا تنگ كند و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما نيز به زمين فرو رفته بوديم » . و منت خداى آن بود كه بليهء قارون و ياران وى را از آرزومندان بگردانيد و گر نه آنها نيز چون قارون و كسانش به زمين فرو رفته بودند . و خدا عز و جل موسى پيمبر خويش و مؤمنان بنى اسرائيل و يار موسى ، يوشع بن نون را از هول و بليه برهانيد و دشمنان خويش و آنها را كه فرعون و هامان و قارون و كنعانيان بودند بسبب كفر و طغيان و غرورشان به غرق و شمشير و فرو رفتن به زمين عذاب كرد و عبرت كسان شدند و اموال و سپاه و قدرت و شوكتشان در قبال خدا سودشان نداد از آن رو كه آيات خدا را منكر مىشدند و در زمين فساد مىكردند و بندگان خدا را به بندگى خويش مىگرفتند . پناه به خدا از عملى كه ما را به خشم وى نزديك كند و خوشا اعمالى كه سبب محبت و رحمت وى شود . ابو ذر از پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده كه « نخستين پيمبر بنى اسرائيل
--> [ 1 ] قصص - 82