محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
35
تاريخ الطبرى ( فارسي )
چهارده روز از روزهاى آخرت كه هفت روز يعنى هفت هزار سال دنيا از آغاز خلقت تا ختم آن و خلقت آدم ابو البشر صلوات الله عليه بود و هفت روز ديگر يعنى هفت هزار سال دنيا از هنگام فراغت از خلقت است تا فناى همه مخلوق و رستاخيز كه كارها به جاى اول رود كه به جز ذات قديم خالق نبود ، و جز ذات پاك او نماند . اگر كسى گويد : دليل اينكه شش روز مدت خلق دنيا شش هزار سال بود و چون روزهاى دنيا نبود چيست كه خداى عز و جل در كتاب خويش فرمود كه آسمانها و زمين و مخلوق آن را به شش روز آفريد و نگفت كه ششهزار سال بود و روزهاى معمول مخاطبان خداى همان است ه از طلوع فجر آغاز شود و تا غروب خورشيد به سر رود و خطاب خداى با بندگان بر سبيل معروف و معمول باشد . ولى خبر خداى عز و جل را كه فرمود آسمان و زمين و مخلوق را شش روز آفريد به معنى غير معروف برده اى . و نيز فرمان خداى نافذتر از آنست كه پنداريم شش روز مدت خلقت ، شش هزار سال دنيا بوده كه فرمان وى چنانست كه گويد باش و بباشد چنان كه در كتاب خويش فرمود : فرمان ما يكيست چون چشم زدن . گوئيم : از پيش گفتهايم كه در بيشتر مطالب اين كتاب بر آثار و اخبار پيمبر صلى الله عليه و سلم و سلف صالح تكيه داريم نه استنباط عقل و فكر كه همه خبر از گذشته و حوادثى بوده كه درك آن به استنباط عقل نتوان كرد . اگر گويند : آيا بر صحت اين گفتار خبر و روايت هست ؟ گوييم . هيچيك از پيشوايان دين خلاف آن نگفتهاند . اگر گويند : آيا روايتى از آنها در اين باب هست ؟ گوييم . قضيه به نزد دانشوران سلف مشهورتر از آنست كه محتاج به روايت از يكيشان باشد و روايت مشخص به نام بسيارى از آنها هست . اگر گويند : اين روايتها را براى ما نقل كن . گوييم : از ابن عباس روايت كردهاند كه خداوند عز و جل آسمانها و زمين را