محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
334
تاريخ الطبرى ( فارسي )
* ( قال يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي . قال يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي . قال فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ . قال بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا به فَقَبَضْتُ قَبْضَةً من أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَكَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي . قال فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ في الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَه وَانْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْه عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّه ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّه في الْيَمِّ نَسْفاً 20 : 92 - 97 ) * » [ 1 ] يعنى : اى قوم مگر پروردگارتان شما را وعدهء نيكو نداده بود ، مگر اين مدت به نظرتان طولانى بود يا خواستيد غضب خدا به شما در آيد كه از وعدهء من خلف كرديد . گفتند : « ما به ارادهء خويش از وعدهء تو تخلف نكردهايم اما محموله هايى از زيور فرعونيان با خود برداشته بوديم كه ( در آتش ) افكنديم . » و همچنين سامرى نيز بيفكند و براى آنها گوساله اى پيكرى بساخت كه صداى گوساله داشت و گفتند اين خداى شما و خداى موسى است و ( ايمان را ) رها كرد ، مگر نمىديدند كه گوساله سخنى به آنها باز نمىگويد و براى ايشان سود و زيانى ندارد . هارون از پيش به آنها گفته بود كه اى قوم گوساله پرستى فريبتان داده است پروردگارتان فقط خداى رحمان است ، مرا پيروى كنيد و مطيع فرمانم شويد . گفتند : « ما همچنان عبادت او مىكنيم تا موسى به نزد ما باز گردد . » موسى گفت : « اى هارون وقتى ديدى كه ايشان گمراه شدند مانع تو چه بود كه متابعت من كنى چرا فرمان مرا عصيان كردى ؟ » گفت : « اى پسر مادرم ريش و سر مرا مگير . من بيم داشتم بگويى ميان پسران اسرائيل تفرقه انداختى و رعايت گفتار من نكردى » موسى گفت : « اى سامرى قصه تو چيست ؟ »
--> [ 1 ] طه : آيه 86 تا 97