محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

294

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه راه بجويند . گويد : به پندار اهل يمن ، وى پسر خود عبد بن ابرهه را در اين جنگ به اقصاى ديار مغرب فرستاد كه غنيمت گرفت با مال بسيار و نسناسها آورد كه مايهء وحشت بود و مردم از آن بترسيدند و لقب « ذو الاذعار » گرفت يعنى صاحب ترسها . گويد : ابرهه يكى از شاهان يمن بود كه در جهان بسيار برفت . من از اين پادشاهان يمن در اينجا ياد كردم از آن رو كه پنداشته‌اند پادشاهى رائش در يمن به روزگار منوچهر بود و پادشاهان يمن عامل پادشاهان ايران بودند و از طرف آنها در يمن حكومت داشتند . سخن از نسب موسى بن عمران و اخبار وى و حادثه ها كه به دوران وى و منوچهر بود از محمد بن اسحاق روايت كرده‌اند كه لاوى پسر يعقوب بالة دختر مارى پسر يشخر را به زنى گرفت و غرشون و مرزى و قاهث را آورد و قاهث ، فاهى دختر مسين پسر بتويل پسر الياس را به زنى گرفت و يصهر و مردى را آورد و يصهر شميت دختر بتاديت پسر بركيا پسر يقسان پسر ابراهيم را به زنى گرفت و عمران و قارون را آورد و عمران يحيت دختر شموئيل پسر بركيا پسر يقسان پسر ابراهيم را به زنى گرفت و هارون و موسى صلى الله عليه و سلم را آورد . و ديگرى به جز ابن اسحاق گويد : عمر يعقوب پسر اسحاق يكصد و هفتاد و چهار سال بود و هشتاد و نه سال بود كه لاوى تولد يافت و لاوى چهل و شش ساله بود كه قاهث تولد يافت و پس از آن قاهث يصهر را آورد و يصهر عمرم را آورد كه عمران بود و عمر يصهر صد و هفتاد و چهار سال بود و شصت سال بود كه عمران تولد يافت و عمران موسى را آورد و مادر موسى يوخابد و به قولى