محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
289
تاريخ الطبرى ( فارسي )
است . از هشام بن محمد روايت كردهاند كه توج و سرم از آن پس كه برادر خويش ايرج را بكشتند سيصد سال پادشاهى روى زمين داشتند . پس از آن منوچهر پسر ايرج پسر افريذون يكصد و بيست سال پادشاهى كرد . پس از آن نوادهء طوج ترك بر او تاخت و از سرزمين عراق براند و دوازده سال چنين بود پس از آن منوچهر غلبه يافت و او را از ملك خويش برون راند و به پادشاهى برگشت و بيست و هفت سال ديگر پادشاهى كرد . منوچهر عادل و نكو كار بود و نخستين كس بود كه رسم دهقانى پديد آورد و براى هر دهكده دهقانى معين كرد و مردم آنجا را بنده كرد و لباس بندگان پوشاند و به فرمانبرى وا داشت . گويند : موسى پيمبر صلى الله عليه و سلم به سال شصتم پادشاهى منوچهر ظهور كرد . از هشام روايت كردهاند كه روزى كه منوچهر به پادشاهى رسيد و تاج به سر نهاد گفت : « ما جنگاوران خويش را نيرو دهيم و براى انتقام اسلاف خويش و دفع دشمن آماده كنيم . » و به خونخواهى پدر بزرگ خود ايرج پسر افريذون آهنگ بلاد ترك كرد و طوج پسر افريذون و برادرش سلم را بكشت و انتقام گرفت و بازگشت . و افراسياب پسر فشنگ پسر رستم پسر ترك كه تركان به دو انتساب دارند پسر شهراسب و به قولى پسر ارشسب پسر طوج پسر افريذون و به قولى پسر فشنگ پسر راشمين شصت سال پس از كشته شدن طوج و سلم به جنگ منوچهر آمد و او را در طبرستان محاصره كرد . آنگاه افراسياب و منوچهر صلح كردند كه تير يكى از مردان منوچهر بنام ارشسياطير هر كجا رسيد آنجا را حدود مملكت دانند و تجاوز از آن روا ندارند . و بعضىها اين نام را كوتاه كرده ايرش گويند و ارشسياطير تيرى در كمان نهاد و رها كرد