محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
276
تاريخ الطبرى ( فارسي )
هيجده سال بود . گويد : به پندار اهل كتاب دورى يوسف از يعقوب چهل سال يا در حدود آن بود و يعقوب در مصر هفده سال با يوسف بماند ، سپس خداى او را به جوار خويش برد . گويد : يوسف را در صندوق مرمرين در محلى از نيل در داخل آب به گور كردند و بعضىها گفتهاند يوسف پس از پدر بيست و سه سال بماند و وقتى بمرد يكصد و بيست سال داشت . گويد : در تورات هست كه عمر يوسف يكصد و بيست سال بود . يوسف دو پسر داشت : افراييم و منشاء . افراييم نون را آورد و نون بن افراييم ، يوشع بن نون را آورد كه يار موسى بود و منشاء موسى بن منيشا را آورد . به قولى موسى بن منشا پيش از موسى بن عمران پيغمبر بود و اهل تورات پنداشتهاند كه همو بود كه به جستجوى خضر بر آمد . قصهء خضر و خبر وى و خبر موسى و يار وى يوشع بن نون عليهما السلام ابو جعفر گويد : به گفتهء عموم اهل كتاب خضر به دوران افريذون شاه پسر اثفيان بود و به قولى به روزگار موسى بن عمران صلى الله عليه و سلم بود . و به قولى جزو همراهان ذو القرنين بزرگ بود كه در ايام ابراهيم خليل الرحمن صلى الله عليه و سلم مىزيست و در كار چاه به نفع او داورى كرد . اين چاهى بود كه ابراهيم در صحراى اردن براى گوسفندان خويش حفر كرده بود و گروهى از مردم اردن مدعى زمين چاه شدند و ابراهيم از ذو القرنين داورى خواست و چنان كه گفتهاند به روزگار سير