محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
214
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و ديگران گفتهاند شش چيز بود : ستاره و ماه و خورشيد و آتش و هجرت و ختنه كه ابراهيم بدان امتحان شد و صبور بود . ابو رجا گويد : از حسن دربارهء كلماتى كه خدا عز و جل ابراهيم را بدان امتحان فرمود پرسيدم و گفت : « وى را به ستاره امتحان فرمود و از او خشنود شد و به ماه كه از او خشنود شد و به خورشيد كه از او خشنود شد و به آتش كه از او خشنود شد و به هجرت كه از او خشنود شد و او را به ختنه نيز امتحان فرمود . از حسن نيز روايت كردهاند كه خدا به هر چه ابراهيم را امتحان فرمود صبور بود . به ستاره و خورشيد و ماه امتحان فرمود و او بدانست كه خدايش دايم و لا يزال است و رو سوى او كرد و از شرك به دور ماند و به هجرت امتحان فرمود كه از قوم و ديار خود دور شد و به سوى خدا هجرت كرد به شام پيوست و او را پيش از هجرت به آتش امتحان فرمود و به ذبح پسر و ختنه امتحان فرمود و بر همه صبور بود . ابو هريره از پيغمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده كه ابراهيم در سن هشتاد سالگى با تيشه ختنه كرد . از ابو امامه روايت كردهاند كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم در بارهء آيهء « و ابراهيم كه وفا كرد » فرمود : « دانيد به چه وفا كرد ؟ » گفتند : « خدا و پيغمبر او بهتر دانند . » فرمود : « هر روز چهار ركعت نماز كرد . » انس از پدرش روايت كرده كه پيغمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : « دانيد كه چرا خدا عز و جل ابراهيم را خليل خويش ناميد براى آنكه هر صبح و شب گفتى : « * ( فَسُبْحانَ الله حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ 30 : 17 ) * [ 1 ] يعنى هنگامى كه شب مىكنيد و هنگامى كه صبح مىكنيد تنزيه خداى يكتا كنيد » و چون خداوند ديد كه ابراهيم بر امتحانها صبر كرد و همهء فرايض را بجا
--> [ 1 ] 30 : 16