محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
21
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ذكر گويندهء اين سخن از ابن عباس آوردهاند كه خدا عز و جل عرش را پيش از همه چيز آفريد و بر آن مقام گرفت و بعضى ديگر گفتهاند كه خدا عز و جل آب را پيش از عرش آفريد و سپس عرش را آفريد و بر آب جاى داد . ذكر گويندهء اين سخن از جمعى از اصحاب پيمبر آوردهاند كه عرش خدا عز و جل بر آب بود و هنوز چيزى به جز مخلوقات پيش از آب آفريده نشده بود . از وهب بن منبه آوردهاند كه پيش از خلقت آسمانها و زمين ، عرش بر آب بود و چون خداى عز و جل اراده فرمود كه آسمانها و زمين را بيافريند مشتى از كف آب بر گرفت و مشت را بگشود و بخارى بر آمد و به دو روز هفت آسمان كرد و زمين را به دو روز بگسترد و به روز هفتم از خلقت فراغت يافت . گفتهاند كه پروردگار ما عز و جل از پى قلم كرسى را بيافريد . و از پى كرسى عرش را آفريد . پس از آن هوا و ظلمات را بيافريد . پس از آن آب را آفريد و عرش خويش را بر آن نهاد . ابو جعفر گويد : و اين درستتر مىنمايد كه خداى تبارك و تعالى آب را پيش از عرش آفريد زيرا از حديث پيمبر آوردم كه فرموده بود خداى پيش از خلقت مخلوق در ظلمت بود كه زيرش هوا بود و زبرش هوا بود آنگاه عرش خود را بر آب آفريد . و چون او صلى الله عليه و سلم خبر داده كه خدا عز و جل عرش را بر آب آفريد روا نباشد كه عرش بر آب خلق شود و آب پيش از آن و يا با آن موجود نباشد و اگر چنين باشد يكى از دو چيز لازم آيد : يا عرش پس از آب خلق شده باشد و يا با آب يك جا خلق شده باشد و روا نيست كه پيش از آب خلق شده