محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

200

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عباس بن عبد المطلب از پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده‌اند كه دربارهء آيهء قرآن كه گويد : و ذبحى بزرگ به فداى او داديم [ 1 ] فرمود : « اسحاق بود . » اين خبر را از طريق ديگر مفصلتر آورده‌اند ، اما به عباس منتسب است و از پيمبر نياورده است . و روايتى كه ذبيح اسماعيل بود از معاويه است كه صنابجى گويد پيش وى بوديم و سخن رفت كه ذبيح اسماعيل بود يا اسحاق ؟ و معاويه گفت : « پيش پيمبر بوديم و مردى بيامد و گفت : اى پيمبر ، اى فرزند دو ذبيح از آنچه خدا غنيمت تو كرده به من بده و پيمبر بخنديد . » به دو گفتند : « اى پيمبر خداى ، دو ذبيح كى بودند ؟ » فرمود : « وقتى عبد المطلب مأمور شد زمزم را از نو حفر كند نذر كرد اگر خدا كار وى را آسان كرد يكى از دو پسر خويش را قربان كند ، و قرعه به نام عبد الله در آمد و خالگان وى مانع ذبح او شدند و گفتند : صد شتر به فداى پسر خويش كن ، و ذبيح ديگر اسماعيل بود . » و آنها كه گفته‌اند ذبيح اسحاق بود روايت هست كه كعب به ابو هريره گفت : « خواهى كه ترا از اسحاق پسر ابراهيم پيمبر خبر دهم ؟ » گفت : « آرى » كعب گفت : « وقتى خدا عز و جل فرمان داد كه ابراهيم پسر خود اسحاق را قربان كند ، شيطان گفت : اگر در اين مورد خاندان ابراهيم را فريب ندهم هرگز كسى از آنها را فريب دادن نتوانم . »

--> [ 1 ] الصافات آيه 107