محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
198
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مردان و رحم زنان بود شنيد و هر كه در علم خدا بود كه تا به روز رستاخيز حج كند گفت : « لبيك ، اللهم لبيك » . و هم از مجاهد روايت كردهاند كه وقتى به ابراهيم گفته شد به مردم اعلام حج كن گفت : « پروردگارا چه بگويم ؟ » ندا آمد كه بگو : « لبيك ، اللهم لبيك . » و اين نخستين لبيك بود كه گفته شد . روايت هست كه عبد الله بن زبير از عبيد الله بن عمير ليثى پرسيد : « ابراهيم چگونه به حج دعوت كرد ؟ » گفت : « شنيدهام كه وقتى با اسماعيل پايه هاى خانه را بر آورد و آنچه را خدا اراده فرموده بود انجام داد و وقت حج رسيد رو سوى يمن كرد و به سوى خدا و حج خانهء وى دعوت كرد و پاسخ شنيد : لبيك اللهم لبيك . آنگاه رو سوى مشرق كرد و به سوى خدا و حج خانهء وى دعوت كرد و پاسخ شنيد : لبيك اللهم لبيك ، آنگاه رو سوى مغرب كرد و به سوى خدا و حج خانهء دعوت كرد و جواب شنيد : لبيك ، اللهم لبيك ، آنگاه رو به سوى شام كرد و به سوى خدا و حج خانهء وى دعوت كرد و جواب شنيد : لبيك ، اللهم لبيك . » « آنگاه ابراهيم به روز ترويه با اسماعيل و مسلمانانى كه با وى بودند ، برون شد و در منى فرود آمد و با آنها نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا كرد و شب آنجا بماندند و چون صبح در آمد با آنها نماز صبح كرد ، سپس آنها را به سوى عرفه برد و گفت : « اينجا بمانيد . » و چون خورشيد بگشت نماز ظهر و عصر را با هم بكرد ، سپس آنها را به محل توقف عرفه برد و آنها را بر بوته هاى اراك توقف داد و چون خورشيد فرو رفت همراهان خود را سوى مزدلفه برد و نماز مغرب و عشا را با هم كرد و شب را در آنجا به سر برد تا صبح شد و نماز صبح را نيز با كسان بكرد و چون خورشيد بر آمد رمى جمره را به آنها ياد داد و قربانگاه منى را نيز نشان داد و قربان كرد و موى سترد و از منى برفت كه بگويد چگونه طواف كنند و چون از