محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

150

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و فرزندان يقطن پسر عابر به يمن پيوستند و يمن از آن نام يافت كه از سمت راست سوى آن شدند . و جمعى از بنى كنعان بشام پيوستند و شام از آن نام يافت كه از سمت شمال سوى آن شدند و شام را سرزمين بنى كنعان گفتند ، آنگاه بنى اسرائيل آمدند و آنها را بكشتند و بيرون كردند و شام از آن بنى اسرائيل شد . پس از آن روميان بر بنى اسرائيل تاختند و آنها را بكشتند جز اندكى را كه سوى عراق راندند . پس از آن عربان بيامدند و بر شام تسلط يافتند . و فالغ كه پسر عابر پسر ارفخشد پسر سام پسر نوح بود ، چنان كه گفتيم زمين را ميان فرزندان نوح قسمت كرد . ولى خبر از پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم و علماى سلف در انساب امتهاى زمين چنين است كه در روايت سمره آمده كه فرمود : « سام پدر عرب است و يافث پدر روم و حام پدر حبش » و روايت به اين مضمون مكرر هست . و روايت از سعيد بن مسيب هست كه گفت : « نوح سه پسر داشت و هر يك را سه پسر بود : سام و حام و يافث . سام عرب و فارس و روم را آورد كه همه نيكند و يافث ترك و سقلاب و ياجوج و ماجوج را آورد كه نيكى ندارند و حام قبط و زنگان و بربر را آورد . » و روايت از حمزة بن ربيعه هست كه هر سياه مجعد موى فرزند حام است و هر درشت چهره ريز چشم فرزند يافث است و هر نكو روى نكو موى فرزند سام است . » گويد : و نوح حام را نفرين كرد كه موى فرزندانش از گوش نگذرد و هر كجا فرزندان وى به فرزندان سام بر خورند به بندگيشان گيرند . به پندار اهل تورات نوح پانصد ساله بود كه سام تولد يافت و سام يكصد و دو ساله بود كه ارفخشد را آورد و همه عمر سام چنان كه گفته‌اند يكصد و دو سال بود . و ارفخشد قينان را آورد و همه عمر ارفخشد چهار صد و سى و هشت سال بود و هنگام تولد قينان سى و پنج سال داشت .