محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
11
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اجتماعشان محال باشد و به يقين معلوم باشد كه يكى را پيش از ديگرى بايد بود و چون يكى پيش آيد بى گفتگو ديگرى پس از آن آيد و اين دليل روشن است كه هر دو حادث باشد و مخلوق خالق . و دليل ديگر بر حدوث شب و روز آنكه هر روزى پس از روز ديگر باشد كه از آن پيش بوده است و پيش از روز ديگر باشد كه پس از آن آيد و معلوم است كه هر چه نبوده و بود شود حادث و مخلوق باشد و خالقى دارد و پديد آرنده اى . دليل ديگر آنكه روزها و شبها معدود باشد و هر چه معدود باشد يا جفت باشد يا طاق ، اگر جفت باشد آغاز آن از دو باشد ، پس آغاز دارد . و اگر طاق باشد آغاز آن يك باشد ، پس آغاز دارد و هر چه را آغاز هست به ناچار آغازنده اى دارد كه خالق آنست . سخن در اينكه آيا خالق پيش از خلقت زمان و شب و روز خلق ديگرى آفريده بود ؟ گفتيم كه زمان ساعتهاى شب و روز است و ساعتها عبور آفتاب و ماه در مراحل فلك است . ابن عباس گويد كه يهودان پيمبر را از خلقت آسمانها و زمين پرسيدند و فرمود : « خدا زمين را به روز يكشنبه و دوشنبه آفريد و كوهها را با فوايد آن روز سه شنبه آفريد و آب و درخت و شهرها و معموره و ويران را به روز چهار شنبه آفريد و اين چهار روز است كه فرمود : « * ( أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الأَرْضَ في يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَه أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ . وَجَعَلَ فِيها رَواسِيَ من فَوْقِها وَبارَكَ فِيها وَقَدَّرَ فِيها أَقْواتَها في أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ 41 : 9 - 10 ) * [ 1 ] يعنى بگو چرا شما به آنكه زمين را به دو روز آفريد كافر مىشويد و براى او همتا مىنهيد اين پروردگار جهانيانست . و به چهار روز روى زمين لنگرها پديد كرد و در آن بركت نهاد و خوردنيهاى آن
--> [ 1 ] سوره 41 آيات 9 و 10