محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
107
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ولى به گفتهء دانشوران سلف قبه اى كه خداوند براى آدم در محل كعبه نهاده بود تا به روزگار طوفان به جا بود و خدا وقتى طوفان را فرستاد آن را به آسمان بالا برد . گويند وقتى شيث بيمار شد به پسر خود انوش وصيت كرد و بمرد و پهلوى پدر و مادر خويش در غار ابو قبيس به خاك رفت . وى به سال دويست و سى و سوم زندگانى آدم تولد يافته بود و در نهصد و دوازده سالگى بمرد و به گفتهء اهل تورات سيصد و پنج ساله بود كه انوش تولد يافت . ولى به گفتهء ابن اسحاق شيث پسر آدم خواهر خويش حزوره دختر آدم را به زنى گرفت و يانش پسر شيث و نعمه دختر شيث از او تولد يافتند و هنگام تولدشان شيث صد و پنج ساله بود و پس از تولد يانش هشتصد و هفت سال بزيست . انوش پس از مرگ پدر به سياست ملك و تدبير امور رعيت پرداخت . چنان كه گفتهاند وى بر روش پدر بود و تغييرى در آن نداد و همه عمر انوش به گفتهء اهل تورات نهصد و پنج سال بود . از ابن عباس روايت كردهاند كه شيث به جز انوش فرزند بسيار داشت و به انوش وصيت كرد . انوش از خواهر خود نعمه دختر شيث قينان را آورد به هنگام تولد وى نود ساله بود و سيصد و بيست و پنج سال از عمر آدم گذشته بود . ولى به گفتهء ابن اسحاق ، يانش خواهر خود نعمه دختر شيث را به زنى گرفت و قينان را آورد و يانش به هنگام تولد وى نود ساله بود و پس از تولد قينان هشتصد و پانزده سال بزيست و قينان پسر يانش در هفتاد سالگى دينه دختر براكيل پسر محويل پسر خنوخ پسر قين پسر آدم را به زنى گرفت و مهلائيل پسر قينان را آورد و قينان پس از تولد وى هشتصد و چهل سال بزيست و همه عمر وى نهصد و ده سال بود .