محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1590
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ص 1093 : اخبار سنباد در بيشتر متنهاى كهن : سير الملوك - سياستنامهء نظام الملك طوسى - و تاريخ طبرستان ابن اسفنديار و زبدة التواريخ ( نسخه اى خطى در كتابخانهء مجلس شورا ) آمده است : « رئيسى بود در نيشابور گبر ، سنباد نام ، و با ابو مسلم حق صحبت قديم داشت . او را بر كشيده بود و سپهسالارى داده . . . سنباد چون قوى حال گشت طلب خون ابو مسلم كرد و دعوى كرد كه رسول بو مسلم است به مردمان عراق ، كه بو مسلم را نكشته اند ، و ليكن قصد كرد منصور به كشتن او . و نام مهين خداى تعالى بخواند ، كبوترى گشت سفيد و از ميان بپريد . . . خلقى بسيار به وى گرد آمدند . پس كار او بزرگ شد و به جايى رسيد كه از سواره و پياده كه با او بودند بيش از صد هزار مرد بودند . . . » ( دو قرن سكوت ، دكتر عبد الحسين زرينكوب ، چاپ سوم ، صص 59 - 152 ) . « سنباد ملقب به اسپهبد فيروز ، فوت 137 ه . ق ، سردار . . . ابو مسلم خراسانى كه به خونخواهى او در 137 ه . ق بر منصور خليفهء عباسى خروج كرد . . . و رى و قزوين و نشابور و قومس بگرفت ، و در رى بر خزائن ابو مسلم نيز دست يافت و آهنگ برانداختن خليفه . . . نمود . . . او در جنگى بين همدان و رى مغلوب شد ، و گويند نزديك شصت هزار تن از ياران و كسانش مقتول شدند ، و خود او . . . به هنگام عزيمت به طبرستان به دست يكى از امراى طبرستان به قتل رسيد ، و سرش را نزد خليفه فرستادند . » ( دائرة المعارف فارسى ، به سرپرستى دكتر غلامحسين مصاحب ) . ص 1126 ، س 9 : نام اين جاى در متن ما « باخم » ، آمده بوده ، كه بر حسب متن تاريخ طبرى ( ج 10 ، ص 301 ) به « باخمرى » گردانيده شد . نيز ر . ك : تجارب السلف ، ص 111 . ص 1142 ، س 9 : مؤمّل بن اميل بن أسيد المحاربى ، شاعرى از اهل كوفه است ، روزگار اموى را دريافت و در دورهء عبّاسى اشتهار يافت . در اواخر عمر خويش كور شد . ( الاعلام زركلى ، ج 8 ، ص 291 ) . ص 1148 ، س 10 : « منصور مردى سفيد لون بود و دراز ريش و نحيف . وزير كاتب : خالد برمك . . . پس ابو ايوب سليمان بن داود الموريانى . . . و ابو الفضل الربيع بن يونس . . . »